payroll

[ایالات متحده]/ˈpeɪrəʊl/
[بریتانیا]/ˈpeɪroʊl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فهرست کارکنان و دستمزدهای آنها در یک شرکت؛ مجموع مبلغ دستمزد پرداخت شده توسط یک شرکت

عبارات و ترکیب‌ها

payroll deduction

کسر حقوق

payroll system

سیستم حقوق و دستمزد

payroll tax

مالیات حقوق و دستمزد

جملات نمونه

His yearly payroll is $1.2 million.

حقوق سالانه او 1.2 میلیون دلار است.

there are just three employees on the payroll .

فقط سه کارمند در لیست حقوق و دستمردگان وجود دارد.

small employers with a payroll of less than £45,000.

کارفرمایان کوچک با حقوق و دستمردگانی کمتر از 45000 پوند.

a company that vouchers employees when the payroll cannot be met.

شرکتی که برای کارمندان وامی می‌دهد زمانی که نمی‌تواند حقوق و دستمردگان را پرداخت کند.

cut a payroll; cut a budget; cut the cooking time in half.

کاهش حقوق و دستمردگان؛ کاهش بودجه؛ نصف کردن زمان پخت.

Discovering a line in front of the payroll’s clerk’s window one day, Frankie companionably joined it.

یک روز، فرانکی متوجه یک صف در جلوی پنجره کارمند حقوق و دستمردگان شد و به طور دوستانه به آن پیوست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید