pealings

[ایالات متحده]/ˈpiːlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpiːlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (باعث شدن به) زنگ زدن (مثل زنگ ها)؛ به صدا در آمدن به طور بلند (شکل حال استمراری از peal)؛ صدا کردن؛ به طور بلند گفتن (شکل حال استمراری از peal)
n. صدای زنگ زدن

عبارات و ترکیب‌ها

pealing bells

زنگوله ها

pealing laughter

خنده های زنگوله مانند

pealing voices

صداهای زنگوله مانند

pealing sound

صدای زنگوله مانند

pealing chimes

زنگوله ها

pealing echoes

پژواک های زنگوله مانند

pealing tones

لحن های زنگوله مانند

pealing joy

شادی زنگوله مانند

pealing notes

نت های زنگوله مانند

جملات نمونه

the church bells were pealing loudly at noon.

زنگ‌های کلیسا در ظهر به شدت به صدا درآمدند.

we could hear the pealing of bells from miles away.

ما می‌توانستیم صدای زنگ‌ها را از مایل‌ها دور بشنویم.

her laughter was like the pealing of silver bells.

خنده او مانند صدای زنگ‌های نقره‌ای بود.

the pealing sound signaled the start of the celebration.

صدای زنگ آغاز جشن را نشان داد.

as the pealing continued, the crowd gathered in excitement.

همانطور که زنگ‌ها به صدا ادامه می‌دادند، جمعیت با هیجان جمع شدند.

the pealing bells echoed through the valley.

صدای زنگ‌ها در دره طنین انداز شد.

she stood still, listening to the pealing of the church bells.

او بی‌حرکت ایستاد و به صدای زنگ‌های کلیسا گوش داد.

the pealing of the bells was a comforting sound.

صدای زنگ‌ها یک صدای دلپذیر بود.

he felt a sense of peace with the pealing in the background.

او با صدای زنگ‌ها در پس‌زمینه، احساس آرامش کرد.

every hour, the pealing of bells marks the passage of time.

در هر ساعت، صدای زنگ‌ها نشان دهنده گذر زمان است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید