peashooter

[ایالات متحده]/'piːʃuːtə/
[بریتانیا]/'piːʃuːtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اسلحه بازی که با نخود یا اشیاء کوچک مشابه شلیک می‌کند؛ نوعی اسلحه بازی
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

peashooter plant

گیاه پیچ‌نبات

peashooter game

بازی پیچ‌نبات

peashooter strategy

استراتژی پیچ‌نبات

peashooter character

شخصیت پیچ‌نبات

peashooter attack

حمله پیچ‌نبات

peashooter level

سطح پیچ‌نبات

peashooter upgrade

ارتقاء پیچ‌نبات

peashooter defense

دفاع پیچ‌نبات

peashooter seed

بذر پیچ‌نبات

peashooter power

قدرت پیچ‌نبات

جملات نمونه

the peashooter is a fun toy for kids.

تفنگ حبابی اسباب بازی سرگرم کننده ای برای بچه ها است.

he used a peashooter to knock down the cans.

او از تفنگ حبابی برای سرنگون کردن قوطی ها استفاده کرد.

she decorated her room with a peashooter theme.

او اتاق خود را با تم تفنگ حبابی تزئین کرد.

they had a peashooter contest at the picnic.

آنها یک مسابقه تفنگ حبابی در پیک نیک داشتند.

the peashooter can shoot small projectiles.

تفنگ حبابی می تواند پرتابه های کوچک را شلیک کند.

he crafted a peashooter from a straw.

او یک تفنگ حبابی از یک نی درست کرد.

playing with a peashooter brings back childhood memories.

بازی با تفنگ حبابی خاطرات دوران کودکی را زنده می کند.

she aimed the peashooter carefully before shooting.

او قبل از شلیک، تفنگ حبابی را با دقت نشانه گرفت.

the peashooter is a popular choice among children.

تفنگ حبابی یک انتخاب محبوب در بین کودکان است.

he showed his friends how to use a peashooter.

او به دوستانش نشان داد که چگونه از تفنگ حبابی استفاده کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید