sissy spacek
سیسی اسپیسک
Men who used forks were thought to be sissies, and women who used them were called show-off sand overnice, Not until the late 1600's did using a fork become a common custom.
مردانی که از چنگال استفاده میکردند، آنها را افراد ضعیف میدانستند و زنانی که از آن استفاده میکردند، آنها را خودنماییکننده و زننده مینامیدند. تا اواخر دهه 1600 استفاده از چنگال به یک رسم رایج تبدیل نشد.
He's such a sissy, always avoiding any physical activities.
او خیلی ضعیفه، همیشه از هرگونه فعالیت بدنی دوری میکنه.
Don't be a sissy, just face your fears and confront the situation.
ضعیف نباش، فقط با ترسهات روبرو شو و با این وضعیت مقابله کن.
She called him a sissy for being afraid of spiders.
او به خاطر ترس از عنکبوتها او را ضعیف نامید.
The bully teased him for being a sissy and not standing up for himself.
ب bully او را به خاطر اینکه ضعیف بود و از خود دفاع نمیکرد، مسخره کرد.
He's too much of a sissy to try anything adventurous.
او آنقدر ضعیفه که جرات امتحان کردن هیچ چیز ماجراجویانه را ندارد.
Being a sissy is not a bad thing, it's just a different way of expressing oneself.
ضعیف بودن چیز بدی نیست، فقط یک راه متفاوت برای بیان خود است.
She accused him of being a sissy because he didn't want to watch the horror movie.
او او را به خاطر اینکه نمیخواست فیلم ترسناک را تماشا کند، ضعیف خواند.
He's too much of a sissy to handle any criticism.
او آنقدر ضعیفه که نتونه هیچ انتقادی رو تحمل کنه.
The coach pushed him to be less of a sissy and more of a team player.
مربی به او گفت که کمتر ضعیف و بیشتر یک بازیکن تیمی باشد.
His friends made fun of him for being a sissy about getting a flu shot.
دوستانش او را به خاطر اینکه در مورد گرفتن واکسن آنفولانزا ضعیف بود، مسخره کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید