boulder

[ایالات متحده]/ˈbəʊldə(r)/
[بریتانیا]/ˈboʊldər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سنگریزه، سنگ بزرگ گرد؛ [Geology] سنگ غول پیکر

عبارات و ترکیب‌ها

enormous boulder

صخره عظیم

جملات نمونه

irremovable boulders; irremovable obstacles.

سنگ‌های غیرقابل جابجایی؛ موانع غیرقابل جابجایی.

the boulders look round and smooth.

سنگ‌ها گرد و صاف به نظر می‌رسند.

boulders barred her passage.

تکه‌های بزرگ سنگریزه مسیر او را مسدود کردند.

a scatter of boulders round the pothole mouth.

تعدادی سنگ در اطراف دهانه گودال پراکنده شده‌اند.

They drilled boulder's for inserting dynamite.

آنها برای قرار دادن دینامیت، سنگ‌ها را سوراخ کردند.

a swift stream abrading boulders;

یک جریان سریع که سنگ‌ها را ساییده است.

a boulder mantled with moss;

سنگی که با خزه‌های پوشیده شده است.

A flowing stream inarms a boulder in its passing.

یک جریان روان، در حین عبور، یک سنگ را به داخل می‌کشد.

Seals basked on boulders in a flat calm.

فوک‌ها روی صخره‌ها در آرامش کامل آفتاب می‌گرفتند.

The river takes a headlong plunge into a maelstrom of rocks and boulders.

رودخانه با شتابی سرسام‌آور به درون گردابی از سنگ‌ها و سنگ‌های بزرگ شیرجه می‌زند.

upper boulders were simply seated in the interstices below.

سنگ‌های بزرگتر به سادگی در فضای بین آنها در زیر قرار داشتند.

He took my hand to help me over a boulder that blocked the way.

او دستم را گرفت تا از روی سنگی که راه را مسدود کرده بود عبور کنم.

Erratics ate boulders transported by glaciers and deposited some distance from their point of origin.

سنگ‌های نامنظم، سنگ‌های بزرگ که توسط یخچال‌ها حمل شده و در فاصله‌ای از محل مبدا خود قرار گرفته‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید