pec

[ایالات متحده]/pɛk/
[بریتانیا]/pɛk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اختصار برای سلول فوتوالکتریک; اختصار برای اصلاح خطای موقعیت; اختصار برای پوشش اثرات شخصی; اختصار برای مدار الکترونیکی چاپی

عبارات و ترکیب‌ها

pec muscle

عضله پکتورال

pec deck

دستگاه pec deck

pec tear

پارگی پکتورال

pec workout

تمرینات عضله پکتورال

pec stretch

کششی برای عضله پکتورال

pec isolation

ایزوله کردن عضله پکتورال

pec fly

فلای پکتورال

pec exercise

تمرینات پکتورال

pec pump

پمپ پکتورال

pec development

تقویت عضله پکتورال

جملات نمونه

he has a pec for collecting rare coins.

او علاقه خاصی به جمع‌آوری سکه‌های کمیاب دارد.

she developed a pec for spicy food after traveling.

پس از سفر، او علاقه خاصی به غذاهای تند پیدا کرد.

his pec for classical music is well-known.

علاقه خاص او به موسیقی کلاسیک بسیار مشهور است.

they have a pec for adventure sports.

آنها علاقه خاصی به ورزش‌های ماجراجویانه دارند.

she has a pec for painting landscapes.

او علاقه خاصی به نقاشی مناظر دارد.

his pec for photography led him to become a professional.

علاقه خاص او به عکاسی باعث شد که به یک حرفه‌ای تبدیل شود.

she has a pec for fashion design that shows in her work.

او علاقه خاصی به طراحی مد دارد که در آثارش مشهود است.

he developed a pec for gardening during the pandemic.

او در طول همه‌گیری، علاقه خاصی به باغبانی پیدا کرد.

her pec for languages helped her learn quickly.

علاقه خاص او به زبان‌ها به او کمک کرد تا به سرعت یاد بگیرد.

they have a pec for technology and innovation.

آنها علاقه خاصی به فناوری و نوآوری دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید