pecking

[ایالات متحده]/ˈpɛkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpɛkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل نوک زدن یا خوردن در لقمه‌های کوچک؛ به سرعت بوسیدن

عبارات و ترکیب‌ها

pecking order

مرتبه سلسله مراتبی

pecking away

در حال چکش زدن

pecking at

چکش زدن به

pecking bird

پرنده چکش زن

pecking sound

صدای چکش زدن

pecking game

بازی چکش زدن

pecking instinct

غریزه چکش زدن

pecking motion

حرکت چکش زدن

pecking behavior

رفتار چکش زدن

pecking challenge

چالش چکش زدن

جملات نمونه

the bird was pecking at the seeds on the ground.

پرنده در حال چ Picking کردن دانه‌ها روی زمین بود.

she watched the chickens pecking around the yard.

او شاهد بود که مرغ‌ها در حال Picking کردن در حیاط هستند.

the woodpecker was pecking at the tree trunk.

چلپ‌چپک در حال Picking کردن تنه درخت بود.

he was pecking at his computer keyboard.

او در حال Picking کردن صفحه کلید کامپیوتر خود بود.

the child was pecking at the candy in the jar.

کودک در حال Picking کردن آبنبات در ظرف بود.

they heard a sound of a bird pecking on the window.

صدای Picking کردن یک پرنده روی پنجره را شنیدند.

the rabbit was pecking at the grass in the garden.

خرگوش در حال Picking کردن چمن در باغ بود.

she was pecking away at her homework all evening.

او تمام شب در حال Picking کردن تکالیف خود بود.

the toddler was pecking at the buttons on the remote.

کودک نوپا در حال Picking کردن دکمه‌های ریموت کنترل بود.

he noticed a pigeon pecking at the crumbs on the sidewalk.

او متوجه شد که یک کبوتر در حال Picking کردن خرده‌های نان روی پیاده‌رو است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید