pedagogue

[ایالات متحده]/ˈpɛd.ə.ɡɒɡ/
[بریتانیا]/ˈpɛd.ə.ɡɑɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک معلم، به ویژه یک معلم سختگیر یا کمال‌گرا؛ معلمی که به طور بیش از حد نگران قوانین رسمی و جزئیات است.

عبارات و ترکیب‌ها

great pedagogue

معلم برجسته

experienced pedagogue

معلم باتجربه

inspiring pedagogue

معلم الهام‌بخش

dedicated pedagogue

معلم متعهد

innovative pedagogue

معلم نوآور

effective pedagogue

معلم موثر

passionate pedagogue

معلم پرشور

respected pedagogue

معلم محترم

skilled pedagogue

معلم ماهر

creative pedagogue

معلم خلاق

جملات نمونه

the pedagogue inspired her students to think critically.

معلم الهام‌بخش بود و دانش‌آموزانش را به تفکر انتقادی تشویق می‌کرد.

a good pedagogue knows how to engage their class.

یک معلم خوب می‌داند چگونه با کلاس خود ارتباط برقرار کند.

the pedagogue used innovative methods to teach.

معلم از روش‌های نوآورانه برای آموزش استفاده کرد.

every pedagogue should adapt their teaching style.

هر معلم باید سبک تدریس خود را تطبیق دهد.

the pedagogue emphasized the importance of collaboration.

معلم بر اهمیت همکاری تاکید کرد.

she became a pedagogue after years of study.

او پس از سال‌ها تحصیل به عنوان معلم شناخته شد.

the pedagogue encouraged creativity in the classroom.

معلم خلاقیت را در کلاس درس تشویق کرد.

his role as a pedagogue was crucial for the program's success.

نقش او به عنوان معلم برای موفقیت برنامه بسیار مهم بود.

many students admire their pedagogue for their dedication.

بسیاری از دانش‌آموزان به دلیل تعهدشان به معلم خود احترام می‌گذارند.

the pedagogue provided valuable feedback on assignments.

معلم بازخورد ارزشمندی در مورد تکالیف ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید