pedantries

[ایالات متحده]/ˈpɛd.ən.tri/
[بریتانیا]/ˈpɛd.ən.tri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نگرانی بیش از حد درباره جزئیات و قوانین جزئی

عبارات و ترکیب‌ها

pedantry in speech

اوقات‌پردازی در سخن

pedantry of thought

اوقات‌پردازی در فکر

excessive pedantry

اوقات‌پردازی بیش از حد

pedantry and precision

اوقات‌پردازی و دقت

pedantry in writing

اوقات‌پردازی در نوشتن

pedantry of language

اوقات‌پردازی زبان

intellectual pedantry

اوقات‌پردازی فکری

pedantry over details

اوقات‌پردازی در جزئیات

pedantry in education

اوقات‌پردازی در آموزش

pedantry in debate

اوقات‌پردازی در مناظره

جملات نمونه

his pedantry often annoys his friends.

اثرگذاری بیش از حد او اغلب دوستانش را آزار می‌دهد.

she was criticized for her pedantry in the meeting.

او به دلیل تظاهر در جلسه مورد انتقاد قرار گرفت.

pedantry can hinder effective communication.

تظاهر می‌تواند ارتباط موثر را مختل کند.

his pedantry was evident in his lengthy explanations.

تظاهر او در توضیحات طولانی‌اش آشکار بود.

she approached the topic with pedantry, missing the main point.

او با تظاهر به موضوع پرداخت و نکته اصلی را از دست داد.

they appreciated his knowledge but found his pedantry off-putting.

آنها از دانش او قدردانی می‌کردند اما رفتار او را ناخوشایند می‌یافتند.

his pedantry made him a poor teacher.

تظاهر او باعث شد معلم بدی باشد.

critics often label his writings as pedantry.

منتقدان اغلب نوشته‌های او را تظاهر می‌نامند.

she tries to avoid pedantry in her lectures.

او سعی می‌کند از تظاهر در سخنرانی‌های خود اجتناب کند.

his pedantry was overshadowed by his genuine passion for the subject.

تظاهر او تحت‌الشعاع شور و اشتیاق واقعی‌اش برای موضوع قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید