nitpicking

[ایالات متحده]/[ˈnɪtˌpɪkɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈnɪtˌpɪkɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیش از حد نگران جزئیات کوچک؛ بسیار دقیق
adv. به روشی که ایراد کوچک‌گیری می‌کند
n. عادت به اشاره به عیوب کوچک یا اشتباهات جزئی؛ گرایشی به تمرکز بر جزئیات جزئی
v. ایراد گرفتن از جزئیات کوچک؛ به طور بیش از حد انتقاد از جزئیات کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

avoid nitpicking

اجتناب از ریزه‌کاری

constant nitpicking

ریزه‌کاری مداوم

nitpicking over details

ریزه‌کاری در مورد جزئیات

stop nitpicking

ریزه‌کاری را متوقف کنید

nitpicking behavior

رفتار ریزه‌کاری

doing nitpicking

انجام ریزه‌کاری

excessive nitpicking

ریزه‌کاری بیش از حد

nitpicked relentlessly

ریزه‌کاری بی‌وقفه

avoiding nitpicking

اجتناب از ریزه‌کاری

serious nitpicking

ریزه‌کاری جدی

جملات نمونه

avoid nitpicking over minor details; focus on the bigger picture.

از پرداختن به جزئیات جزئی و تمرکز بر تصویر بزرگ خودداری کنید.

he's always nitpicking my work, even when it's excellent.

او همیشه در حال ریزه‌کاری در مورد کار من است، حتی زمانی که عالی است.

let's not get bogged down in nitpicking about the wording.

بیایید در ریزه‌کاری در مورد لحن غرق نشویم.

i tried to explain, but he just kept nitpicking my argument.

سعی کردم توضیح دهم، اما او فقط به ریزه‌کاری در استدلال من ادامه داد.

the editor's constant nitpicking was frustrating and unproductive.

ریزه‌کاری مداوم ویراستار خسته کننده و غیرسازنده بود.

we need constructive criticism, not just nitpicking for the sake of it.

ما به انتقاد سازنده نیاز داریم، نه فقط ریزه‌کاری به خودی خود.

stop nitpicking and let's move on to the next task.

ریزه‌کاری را متوقف کنید و به وظیفه بعدی برویم.

i don't appreciate his tendency to nitpick every little thing.

من قدردانی نمی کنم که او تمایل دارد در مورد هر چیز کوچکی ریزه‌کاری کند.

the project manager warned us against excessive nitpicking during the review.

مدیر پروژه به ما در مورد ریزه‌کاری بیش از حد در طول بررسی هشدار داد.

it's important to differentiate between helpful feedback and nitpicking.

مهم است که بین بازخورد مفید و ریزه‌کاری تفاوت قائل شویم.

she accused him of nitpicking to undermine her confidence.

او او را به ریزه‌کاری برای تضعیف اعتماد به نفس او متهم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید