peed

[ایالات متحده]/piːd/
[بریتانیا]/pid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته pee

عبارات و ترکیب‌ها

peed the bed

خیس کردن تخت

peed my pants

شلوارم را خیس کردم

peed in public

در ملاء عام ادرار کردن

peed the floor

خیس کردن کف

peed on himself

روی خودش ادرار کرد

peed outside

بیرون ادرار کردن

peed during class

در طول کلاس ادرار کردن

جملات نمونه

he peed in his pants during the scary movie.

او در حین تماشای فیلم ترسناک خودش را خیس کرد.

the dog peed on the tree in the park.

سگ روی درخت در پارک ادرار کرد.

she quickly ran to the bathroom because she needed to pee.

او به سرعت به سمت دستشویی رفت چون نیاز به ادرار داشت.

after drinking so much water, he peed several times.

بعد از نوشیدن مقدار زیادی آب، او چندین بار ادرار کرد.

the toddler often peed on the floor before learning to use the potty.

کودک نوپا اغلب قبل از یادگیری استفاده از توالت، روی زمین ادرار می‌کرد.

it's important to take your dog out so it can pee.

مهم است که سگ خود را بیرون ببرید تا بتواند ادرار کند.

he felt embarrassed when he accidentally peed in public.

وقتی ناخواسته در ملا عام ادرار کرد، او خجالت کشید.

the little boy was proud that he peed in the toilet.

پسر کوچولو به این افتخار می‌کرد که در توالت ادرار کرد.

she laughed when her puppy peed on the carpet.

وقتی توله‌اش روی فرش ادرار کرد، او خندید.

they had to stop the car because the child needed to pee.

آنها مجبور شدند ماشین را متوقف کنند چون کودک نیاز به ادرار داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید