urinated

[ایالات متحده]/ˈjʊə.rɪ.neɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ˈjʊr.ɪ.neɪ.tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته فعل ادرار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

urinated quickly

ادرار سریع

urinated frequently

اغراق در دفع ادرار

urinated outdoors

ادرار در فضای باز

urinated heavily

ادرار زیاد

urinated suddenly

ادرار ناگهانی

urinated involuntarily

ادرار غیرارادی

urinated on carpet

ادرار روی فرش

urinated in public

ادرار در اماکن عمومی

urinated without warning

ادرار بدون هشدار

urinated during sleep

ادرار در خواب

جملات نمونه

he accidentally urinated on the floor.

او به طور تصادفی روی زمین ادرار کرد.

the dog urinated on the tree.

سگ روی درخت ادرار کرد.

she urinated in the bushes to avoid embarrassment.

او برای جلوگیری از شرمندگی در بوته ها ادرار کرد.

he felt relieved after he urinated.

او بعد از ادرار احساس راحتی کرد.

the child urinated in his pants.

کودک در شلوارهای خود ادرار کرد.

they discovered that the cat had urinated on the carpet.

آنها متوجه شدند که گربه روی فرش ادرار کرده است.

after drinking too much water, he urgently needed to urinate.

بعد از نوشیدن آب زیاد، او به شدت نیاز به ادرار داشت.

the doctor asked if he had urinated recently.

پزشک پرسید که آیا اخیراً ادرار کرده است.

she was embarrassed when she accidentally urinated during the presentation.

وقتی او به طور تصادفی در طول ارائه ادرار کرد، شرمنده شد.

he urinated outside because there were no restrooms nearby.

او در خارج از منزل ادرار کرد زیرا هیچ دستشویی در آن نزدیکی وجود نداشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید