peignoir

[ایالات متحده]/peɪnˈwɑː/
[بریتانیا]/peɪnˈwɑr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روپوش زنانه; گاؤن زنانه; لباس خواب
Word Forms
جمعpeignoirs

عبارات و ترکیب‌ها

silk peignoir

peignoir ابریشمی

lace peignoir

peignoir گیپور

elegant peignoir

peignoir شیک

vintage peignoir

peignoir قدیمی

floral peignoir

peignoir گلدار

satin peignoir

peignoir ساتن

short peignoir

peignoir کوتاه

long peignoir

peignoir بلند

comfortable peignoir

peignoir راحت

luxurious peignoir

peignoir مجلل

جملات نمونه

she wore a beautiful peignoir while sipping her morning coffee.

او یک پیژور زیبا به تن داشت در حالی که قهوه صبحش را می‌نوشید.

the peignoir flowed elegantly as she walked across the room.

پژور به طور elegan به حرکت او در سراسر اتاق جریان داشت.

he surprised her with a luxurious peignoir for her birthday.

او او را با یک پژور مجلل برای تولدش غافلگیر کرد.

after a long day, she loved to slip into her soft peignoir.

بعد از یک روز طولانی، او عاشق این بود که در پژور نرم خود فرو رفت.

the peignoir set was a perfect gift for the newlywed couple.

ست پژور یک هدیه عالی برای زوج تازه عروس بود.

she felt glamorous in her satin peignoir during the photo shoot.

او در طول عکاسی در پژور ساتن خود جذاب احساس کرد.

her peignoir collection included various colors and styles.

مجموعه پژور او شامل رنگ‌ها و طرح‌های مختلف بود.

he admired her elegance as she adjusted her peignoir.

او ظرافت او را در حالی که پژور خود را تنظیم می‌کرد تحسین کرد.

the peignoir draped beautifully over her shoulders.

پژور به زیبایی روی شانه‌های او آویزان بود.

she decided to wear her favorite peignoir for the cozy evening in.

او تصمیم گرفت پژور مورد علاقه خود را برای شب دنج در خانه بپوشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید