pelted

[ایالات متحده]/ˈpɛltɪd/
[بریتانیا]/ˈpɛltɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (به) پرتاب کردن به طور مداوم; (به) ضربه زدن مکرر; (به) حمله کردن; (به) پوست کندن از

عبارات و ترکیب‌ها

pelted with rain

تحت باران قرار گرفتن

pelted with snow

تحت برف قرار گرفتن

pelted with stones

مصدومیت با سنگ

pelted with questions

مصدومیت با سوالات

pelted with insults

مصدومیت با توهین ها

pelted with debris

مصدومیت با آوار

pelted with eggs

مصدومیت با تخم مرغ

pelted with rocks

مصدومیت با سنگ ها

pelted with hail

مصدومیت با تگرگ

pelted with laughter

مصدومیت با خنده

جملات نمونه

the children pelted each other with snowballs.

کودکان با توپ‌های برفی به یکدیگر پرتاب کردند.

rain pelted down during the storm.

باران در طول طوفان به شدت می‌بارید.

the crowd pelted the politician with tomatoes.

مردم با گوجه فرنگی به سیاستمدار پرتاب کردند.

she pelted down the street to catch the bus.

او برای گرفتن اتوبوس به سرعت به خیابان رفت.

the hail pelted the roof, making a loud noise.

تگرگ با صدای بلند به سقف برخورد کرد.

they pelted the dog with sticks during the game.

آنها در طول بازی با چوب به سگ پرتاب کردند.

she pelted him with questions about his trip.

او او را با سوالاتی درباره سفرش بمباران کرد.

the kids pelted the car with rocks.

کودکان ماشین را با سنگ پرتاب کردند.

he pelted the ball against the wall.

او توپ را به دیوار پرتاب کرد.

as the storm approached, the wind pelted rain against the windows.

همانطور که طوفان نزدیک می‌شد، باد باران را به پنجره‌ها پرتاب می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید