pens

[ایالات متحده]/penz/
[بریتانیا]/pɛnz/

ترجمه

v.سوم شخص مفرد زمان حال فعل pen، نوشتن یا ساختن؛ فعل گذشته و فعل معطوف گذشته از pen، نوشتن یا ساختن
n.صحیح جمع pen، وسایل نوشتن

عبارات و ترکیب‌ها

pens work

قلم‌ها کار می‌کنند

pens down

قلم‌ها پایین

pens and paper

قلم و کاغذ

pens out

قلم‌ها بیرون

pens up

قلم‌ها بالا

penning a letter

سرودن نامه‌ای

pens stolen

قلم‌ها دزدیده شده‌اند

pens ready

قلم‌ها آماده هستند

pens here

قلم‌ها اینجاییند

pens sold

قلم‌ها فروخته شده‌اند

جملات نمونه

she always keeps several pens in her pencil case.

او همیشه چند قلم را در کیف مداد خود نگه می‌دارد.

he borrowed a pen from his classmate.

او یک قلم از همکلاسی خود قرض گرفت.

the store sells a wide range of pens.

فروشگاه طیف گسترده‌ای از قلم‌ها را می‌فروشد.

can you lend me a pen, please?

می‌توانید لطفاً یک قلم به من قرض دهید؟

i need to buy new pens for school.

من باید برای مدرسه قلم‌های جدید بخرم.

he used a blue pen to highlight the text.

او از یک قلم آبی برای برجسته کردن متن استفاده کرد.

the pen ran out of ink.

قلم از جوهر خالی شد.

she wrote the letter with a fountain pen.

او نامه را با یک قلم خودکار نوشت.

he carefully sharpened his pens.

او با دقت قلم‌های خود را تراشید.

the artist used pens to sketch the landscape.

هنرمند از قلم‌ها برای طراحی منظره استفاده کرد.

i lost my favorite pen.

من قلم مورد علاقه ام را گم کردم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید