pencilling

[ایالات متحده]/'pens(ə)l/
[بریتانیا]/'pɛnsl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری برای نوشتن که معمولاً از یک میله نازک گرافیت که در چوب یا هسته موم رنگی محصور شده است، تشکیل شده است
vt. نوشتن، کشیدن یا علامت‌گذاری با مداد

عبارات و ترکیب‌ها

blue pencil

مداد آبی

pencil case

جام مدادی

pencil box

جعبه مدادی

pencil sharpener

تیغ مداد

eyebrow pencil

مداد ابرو

pencil lead

سر مداد

lead pencil

مداد سربی

color pencil

مداد رنگی

mechanical pencil

مداد خودکار

pencil factory

کارخانه مداد

pencil sketch

طرح مدادی

test pencil

مداد آزمایشی

جملات نمونه

a pencil of light.

یک مداد نور

There is a pencil in the box.

مدادی در جعبه وجود دارد.

That is a pencil of rays.

آن یک مداد پرتو است.

a pencil with a rubber at the end.

یک مداد با پاک کن در انتهای آن.

pack pencils in dozens

مدادها را به دوجین بسته بندی کنید

Pencil and earser are on the bookcase.

مداد و پاک کن روی کتابخانه هستند.

Point this pencil for me, please.

لطفاً این مداد را به من نشان دهید.

one black pencil at 12p 〃 blue 〃 15p (= one black pencil at 12p, one blue pencil at 15p)

یک مداد سیاه به قیمت 12 پنس، مداد آبی به قیمت 15 پنس (= یک مداد سیاه به قیمت 12 پنس، یک مداد آبی به قیمت 15 پنس)

The pencils fit neatly into this box.

مدادها به خوبی در این جعبه جا می شوند.

I can’t write with this pencil stub.

من نمی توانم با این سر مداد بنویسم.

The pencil tapers to a sharp point.

مداد به یک نوک تیز باریک می شود.

run a pencil line between two points.

یک خط مدادی بین دو نقطه بکشید.

Are all these pencils yours?

آیا همه این مدادها مال شماست؟

Don't bear hard on the pencil, it will break.

سنگین نگیرید روی مداد، می شکند.

Each student should have a pencil and pad.

هر دانش آموز باید یک مداد و یک یادداشت داشته باشد.

She twirled the pencil round in her fingers.

او مداد را بین انگشتانش چرخاند.

carefully chisel a recess inside the pencil line.

با دقت یک فرورفتگی را در داخل خط مداد تراش دهید.

a lip pencil lasts longer than lipstick.

یک مداد لب بیشتر از رژ لب دوام می‌آورد.

نمونه‌های واقعی

Sharpen your pencils before the test.

مدادهای خود را قبل از امتحان تیز کنید.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.

Excuse me, Sonia. Is this your pencil?

ببخشید سونیا. آیا این مداد شماست؟

منبع: New Target Junior High School English Grade 7 (Upper)

All right. Can I write in pencil?

باشه. آیا می توانم با مداد بنویسم؟

منبع: PETS-1B Standard Tutorial

When you sharpen a pencil, you make chips.

وقتی یک مداد را تیز می کنید، تراشه درست می کنید.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

There's a pencil in front of the lamp.

یک مداد جلوی چراغ وجود دارد.

منبع: Basic Daily Conversation

His pockets bulge with papers and pencils.

جیب هایش پر از کاغذ و مداد است.

منبع: Beethoven lives upstairs from me.

If she can track a pencil with her eyes.

اگر بتواند مدادی را با چشمان خود دنبال کند.

منبع: Modern Family - Season 03

Okay, put that pencil up here.

باشه، آن مداد را اینجای بالا بگذار.

منبع: Wow English

Some artists use a paintbrush, some use a pencil or chisel.

برخی از هنرمندان از قلم مو استفاده می کنند، برخی از مداد یا چکش.

منبع: CNN 10 Student English March 2023 Collection

This thing is thinner than a number 2 pencil. Thinner than a number 2 pencil.

این چیز از یک مداد شماره 2 نازک تر است. از یک مداد شماره 2 نازک تر است.

منبع: Previous Apple Keynotes

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید