pennywhistle

[ایالات متحده]/ˈpɛn.iˌwɪs.əl/
[بریتانیا]/ˈpɛn.iˌwɪs.əl/

ترجمه

n. یک سوت اسباب بازی با شش سوراخ
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

play pennywhistle

اجراي نی انبان

pennywhistle music

موسیقی نی انبان

pennywhistle tune

ملودی نی انبان

pennywhistle player

نوازنده نی انبان

pennywhistle sound

صدای نی انبان

pennywhistle notes

نت‌های نی انبان

pennywhistle lesson

درس نی انبان

pennywhistle band

گروه نی انبان

pennywhistle festival

جشنواره نی انبان

جملات نمونه

the musician played a cheerful tune on the pennywhistle.

موسیقی‌دان یک آهنگ شاد را با فلوت کوچک نواخت.

she learned to play the pennywhistle during her travels in ireland.

او در طول سفر خود به ایرلند یاد گرفت که چگونه فلوت کوچک را بنوازد.

the pennywhistle is a popular instrument in folk music.

فلوت کوچک یک ساز محبوب در موسیقی محلی است.

he bought a pennywhistle as a souvenir from the festival.

او یک فلوت کوچک را به عنوان سوغاتی از جشنواره خرید.

playing the pennywhistle brings back fond memories of childhood.

نواختن فلوت کوچک خاطرات خوش دوران کودکی را زنده می‌کند.

they formed a band that features the pennywhistle prominently.

آنها گروهی را تشکیل دادند که فلوت کوچک را به طور برجسته به نمایش می‌گذارد.

he enjoys improvising melodies on his pennywhistle.

او از بداهه‌نوازی ملودی‌ها با فلوت کوچک خود لذت می‌برد.

the sound of the pennywhistle filled the air with joy.

صدای فلوت کوچک هوا را با شادی پر کرد.

she often plays the pennywhistle at local gatherings.

او اغلب فلوت کوچک را در گردهمایی‌های محلی می‌نوازد.

learning the pennywhistle was a fun challenge for him.

یادگیری فلوت کوچک یک چالش سرگرم‌کننده برای او بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید