penroses

[ایالات متحده]/'penrəuz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پنروز

عبارات و ترکیب‌ها

Penrose triangle

مثلث پنروز

جملات نمونه

Penrose triangle is an impossible object.

مثلث پنروز یک شیء غیرممکن است.

She studied the Penrose tiling patterns in mathematics.

او الگوهای کاشی‌کاری پنروز را در ریاضیات مطالعه کرد.

The artist used Penrose stairs in his optical illusion artwork.

هنرمند از پله‌های پنروز در آثار هنری توهم بصری خود استفاده کرد.

Penrose diagrams are used in theoretical physics to visualize spacetime.

نمودارهای پنروز در فیزیک نظری برای تجسم فضازمان استفاده می‌شوند.

The Penrose process is a method to extract energy from a rotating black hole.

فرآیند پنروز روشی برای استخراج انرژی از یک سیاهچاله چرخنده است.

Penrose dodecahedron is a non-convex polyhedron.

دوازده‌وجهی پنروز یک چندوجهی غیرمقعر است.

The Penrose inequality relates the mass of a black hole to its surface area.

نابرابری پنروز رابطه بین جرم یک سیاهچاله و مساحت سطح آن را بیان می‌کند.

He wrote a book on Penrose's theory of consciousness.

او کتابی در مورد نظریه آگاهی پنروز نوشت.

The Penrose-Hawking singularity theorems are important in cosmology.

قضیه‌های تکین‌شدگی پنروز-هاوکینگ در کیهان‌شناسی مهم هستند.

Penrose's work in geometry has influenced many mathematicians.

کار پنروز در هندسه بر بسیاری از ریاضیدانان تأثیر گذاشته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید