penuries

[ایالات متحده]/ˈpɛnjʊriz/
[بریتانیا]/ˈpɛn.jʊriz/

ترجمه

n. فقر شدید یا کمبود

عبارات و ترکیب‌ها

economic penuries

فقر اقتصادی

social penuries

فقر اجتماعی

severe penuries

فقر شدید

chronic penuries

فقر مزمن

financial penuries

فقر مالی

urban penuries

فقر شهری

rural penuries

فقر روستایی

temporary penuries

فقر موقت

resource penuries

فقر منابع

public penuries

فقر عمومی

جملات نمونه

many families face penuries during economic downturns.

بسیاری از خانواده‌ها در زمان رکود اقتصادی با فقر مواجه هستند.

she learned to manage her finances despite the penuries.

او یاد گرفت با وجود فقر، امور مالی خود را مدیریت کند.

the penuries of war affected the entire community.

فقر جنگ بر کل جامعه تأثیر گذاشت.

he grew up in penuries but never lost hope.

او در فقر بزرگ شد اما هرگز امیدش را از دست نداد.

penuries can lead to innovative solutions in resource management.

فقر می‌تواند منجر به راه حل‌های نوآورانه در مدیریت منابع شود.

they organized a charity to help those in penuries.

آنها یک خیریه برای کمک به افراد نیازمند سازماندهی کردند.

penuries often inspire resilience and creativity.

فقر اغلب باعث ایجاد تاب‌آوری و خلاقیت می‌شود.

during penuries, community support becomes crucial.

در زمان فقر، حمایت جامعه بسیار مهم می‌شود.

she wrote about her experiences with penuries in her memoir.

او در خاطرات خود درباره تجربیاتش با فقر نوشت.

understanding penuries can foster empathy and compassion.

درک فقر می‌تواند باعث ایجاد همدلی و شفقت شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید