penuriousnesses

[ایالات متحده]/pəˈnjʊəriəsnəs/
[بریتانیا]/pəˈnʊriəsnəs/

ترجمه

n. فقر شدید یا خسوداری

جملات نمونه

the penuriousnesses of the family prevented them from affording basic necessities.

فقر و تهیدستی خانواده مانع از توانایی آنها در تهیه مایحتاج اولیه شد.

his penuriousnesses became legendary among his colleagues.

فقر و تهیدستی او در بین همکارانش افسانه‌ای شد.

the penuriousnesses displayed by the wealthy businessman shocked everyone.

فقر و تهیدستی نشان داده شده توسط تاجر ثروتمند همه را شوکه کرد.

despite their penuriousnesses, they maintained their dignity.

با وجود فقر و تهیدستی آنها، وقار خود را حفظ کردند.

the penuriousnesses of the local government led to severe public service cuts.

فقر و تهیدستی دولت محلی منجر به کاهش شدید خدمات عمومی شد.

her penuriousnesses were a result of her traumatic childhood.

فقر و تهیدستی او نتیجه دوران کودکی آسیب‌زا او بود.

the penuriousnesses observed in the study surprised the researchers.

فقر و تهیدستی مشاهده شده در مطالعه محققان را شگفت‌زده کرد.

we cannot explain the penuriousnesses of such a prosperous nation.

ما نمی‌توانیم فقر و تهیدستی چنین ملتی مرفه را توضیح دهیم.

the penuriousnesses of the old regime were well documented.

فقر و تهیدستی رژیم سابق به خوبی مستند شده بود.

their penuriousnesses forced them to make difficult choices.

فقر و تهیدستی آنها آنها را مجبور به انتخاب‌های دشوار کرد.

the penuriousnesses endemic to that era shaped the entire culture.

فقر و تهیدستی ذاتی آن دوران کل فرهنگ را شکل داد.

his penuriousnesses manifested in his extreme reluctance to spend any money.

فقر و تهیدستی او در اکراه شدید او از خرج کردن هر پولی بروز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید