per

[ایالات متحده]/pə(r)/
[بریتانیا]/pər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

prep. از طریق; بر اساس; هر (به ویژه برای مقدار، قیمت، زمان)

عبارات و ترکیب‌ها

per capita

سرانه

per se

به خودی خود

per hour

در ساعت

per student

به ازای هر دانشجو

per year

در سال

per cent

درصد

as per

طبق

per annum

در سال

per diem

به ازای روز

جملات نمونه

send it per express.

ارسال از طریق اکسپرس

made as per instructions.

طبق دستورالعمل ساخته شده است.

the yield per hectare

عملکرد در هر هکتار

supplements per person per night.

مکمل ها برای هر شخص در هر شب.

power per decade of frequency.

توان بر اساس دهکده فرکانس.

output was down by 20 per cent.

خروجی 20 درصد کاهش یافته بود.

the mileage rate will be 30p per mile.

نرخ مسافت پیموده شده 30 پنس به ازای هر مایل خواهد بود.

their share is a niggardly 2.7 per cent.

سهم آنها تنها 2.7 درصد خسودار است.

an overall cut of 30 per cent.

کاهش کلی 30 درصدی

the decision was made per incuriam.

تصمیم به دلیل عدم توجه به قوانین اتخاذ شد.

it is not these facts per se that are important.

این حقایق به خودی خود مهم نیستند.

the entrance fee is £2.00 per person.

هزینه ورود 2.00 پوند به ازای هر نفر است.

10 per cent of realizable assets.

۱۰ درصد از دارایی‌های قابل دستیابی.

sixty per cent of the children.

شصت درصد از کودکان.

a rise of 13 per cent.

افزایش 13 درصدی

wastage was cut by 50 per cent.

ضایعات 50 درصد کاهش یافت.

نمونه‌های واقعی

Perhaps you would allow me to bolster your per diem.

شاید اجازه دهید حق روزانه شما را افزایش دهم.

منبع: TV series Person of Interest Season 3

Thousands of kilometers away,800 to 1,000 liters of water are consumed per person per day.

در هزاران کیلومتری آنجا، 800 تا 1000 لیتر آب در هر شخص در روز مصرف می‌شود.

منبع: "BBC Documentary: Home"

Targets just up there per hour pay.

اهداف فقط آن بالا، پرداخت ساعتی.

منبع: Harvard Business Review

Those businesses earn billions of dollars per year.

آن کسب و کارها میلیاردها دلار در سال درآمد کسب می‌کنند.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

We have two periods of geography per week.

ما دو دوره جغرافیا در هفته داریم.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

And we had 1,000 apples of wealth per year.

و ما 1000 سیب ثروت در سال داشتیم.

منبع: Monetary Banking (Video Version)

That's 1,500 high-leg kicks per person, per day.

آن 1500 ضربه پا بلند در هر شخص، در روز است.

منبع: VOA Standard December 2015 Collection

And what's Savannah Capital offering you per share?

و سافانا کپیتال در ازای هر سهم چه چیزی به شما پیشنهاد می‌دهد؟

منبع: newsroom

Three billion US dollars, not per year, but per day.

سه میلیارد دلار آمریکا، نه در سال، بلکه در روز.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Bears on average, they might catch 10 fish per day.

خرس‌ها به طور متوسط، ممکن است 10 ماهی در روز صید کنند.

منبع: Connection Magazine

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید