statistic

[ایالات متحده]/stəˈtɪstɪk/
[بریتانیا]/stəˈtɪstɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آمار
adj. آماری

عبارات و ترکیب‌ها

statistical analysis

تجزیه و تحلیل آماری

statistical data

داده‌های آماری

statistical methods

روش‌های آماری

statistical trends

روندهای آماری

statistic analysis

تجزیه و تحلیل آماری

statistic data

داده‌های آماری

statistic bureau

اداره آمار

statistic model

مدل آماری

test statistic

آزمون آماری

descriptive statistic

آمار توصیفی

order statistic

آمار مرتب‌شده

جملات نمونه

statistics relating to violent crime.

آمار مربوط به جرم و خشونت

We have statistics for the last year.

ما آمار سال گذشته را داریم.

Statistics is taught in many colleges.

آمار در بسیاری از کالج ها تدریس می شود.

these statistics run sharply athwart conventional presumptions.

این آمارها به طور قابل توجهی برخلاف فرضیات متعارف هستند.

on the basis of these statistics important decisions are made.

بر اساس این آمارها تصمیمات مهمی گرفته می شود.

he reduces unimaginable statistics to manageable proportions.

او آمار غیرقابل تصور را به نسبت های قابل مدیریت کاهش می دهد.

the statistics show that the crime rate has increased.

آمار نشان می‌دهد که نرخ جرم و جنایت افزایش یافته است.

today's statistics will be a wake-up call for the administration.

آمار امروز یک زنگ خطر برای دولت خواهد بود.

the statistics that he quotes with monotonous regularity

آمار و ارقامی که او با یکنواختی منظم نقل می‌کند

statistics may be sorted and permutated according to requirements.

آمارها را می توان بر اساس نیازها مرتب و جایگشت کرد.

They fleshed out the president's plan with statistics and procedural details.

آنها طرح رئیس‌جمهور را با آمار و جزئیات رویه‌ای تکمیل کردند.

These statistics give the lie to the government’s claim that inflation is under control.

این آمار ادعای دولت مبنی بر کنترل تورم را دروغ نشان می دهد.

All these calculations are based on the statistics you have provided.

همه این محاسبات بر اساس آمار ارائه شده توسط شما استوار است.

Remember that these statistics describe college freshmen in 1972.

به یاد داشته باشید که این آمار دانشجویان سال اول دانشگاه را در سال 1972 توصیف می کند.

We begin with a brief and necessarily incomplete review of UK statistics.

ما با یک بررسی کوتاه و به طور ضروری ناقص از آمار بریتانیا شروع می کنیم.

offered new statistics in order to facilitate the decision-making process.

آمار جدیدی ارائه شد تا فرآیند تصمیم‌گیری را تسهیل کند.

There’s something wrong with these statistics but I just can’t put my finger on what it is.

مشکلی در این آمار وجود دارد اما نمی توانم بفهمم مشکل دقیقا چیست.

Police used statistics to hammer home their warning about car theft.

پلیس از آمار برای تاکید بر هشدارهای خود در مورد سرقت خودرو استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید