perfector

[ایالات متحده]/pəˈfɛktə/
[بریتانیا]/pərˈfɛktər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص یا چیزی که چیزی را کامل می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

beauty perfector

بهبود دهنده زیبایی

skin perfector

بهبود دهنده پوست

makeup perfector

بهبود دهنده آرایش

flawless perfector

بهبود دهنده بی‌نقص

image perfector

بهبود دهنده تصویر

tone perfector

بهبود دهنده رنگ

style perfector

بهبود دهنده سبک

hair perfector

بهبود دهنده مو

performance perfector

بهبود دهنده عملکرد

finish perfector

بهبود دهنده نتیجه نهایی

جملات نمونه

she is a perfector of her craft.

او یک کمال‌گرای صنعت خود است.

the perfector of the recipe added a special ingredient.

کسی که دستور العمل را کامل می‌کرد، یک ماده خاص اضافه کرد.

he considers himself a perfector of his skills.

او خود را یک کمال‌گرای مهارت‌هایش می‌داند.

the artist is known as a perfector of fine details.

هنرمند به عنوان یک کمال‌گرای جزئیات دقیق شناخته می‌شود.

as a perfector of design, she always impresses her clients.

به عنوان یک کمال‌گرای طراحی، او همیشه بر مشتریان خود تاثیر می‌گذارد.

the perfector of the project ensured everything was flawless.

کسی که پروژه را کامل می‌کرد، اطمینان حاصل کرد که همه چیز بی‌نقص است.

his role as a perfector is crucial to the team's success.

نقش او به عنوان یک کمال‌گرا برای موفقیت تیم بسیار مهم است.

the perfector of the performance received a standing ovation.

کسی که اجرا را کامل می‌کرد، تشویق ایستاده دریافت کرد.

every perfector knows that practice makes perfect.

هر کمال‌گری می‌داند که تمرین، کامل بودن را به ارمغان می‌آورد.

she aims to be the perfector of her own destiny.

او قصد دارد خود سرنوشت خود را کامل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید