perigees

[ایالات متحده]/ˈpɛrɪdʒiː/
[بریتانیا]/ˈpɛrɪˌdʒi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقطه‌ای در مدار ماه یا ماهواره که به زمین نزدیک‌ترین است؛ نقطه‌ای در مدار یک جسم آسمانی که به جسمی که در مدار آن است نزدیک‌ترین است.

عبارات و ترکیب‌ها

perigee distance

فاصله حضیض

perigee point

نقطه حضیض

perigee orbit

مدار حضیض

perigee height

ارتفاع حضیض

perigee alignment

تراز حضیض

perigee passage

عبور حضیض

perigee approach

رویکرد حضیض

perigee event

واقعه حضیض

perigee cycle

چرخه حضیض

perigee timing

زمان‌بندی حضیض

جملات نمونه

the moon reaches its perigee tonight.

امشب ماه به حضیض خود می‌رسد.

during perigee, the moon appears larger in the sky.

در زمان حضیض، ماه در آسمان بزرگتر به نظر می‌رسد.

the satellite's orbit brings it close to earth at perigee.

مدار ماهواره آن را در زمان حضیض به زمین نزدیک می‌کند.

perigee occurs approximately every 27.3 days.

حضیض تقریباً هر 27.3 روز اتفاق می‌افتد.

astrophysicists study the effects of perigee on satellite stability.

ستاره‌شناسان اثرات حضیض بر پایداری ماهواره را مطالعه می‌کنند.

we can observe a supermoon during perigee.

ما می‌توانیم یک ابرماه را در زمان حضیض مشاهده کنیم.

perigee can influence ocean tides significantly.

حضیض می‌تواند به طور قابل توجهی بر جزر و مد دریاها تأثیر بگذارد.

the perigee of the comet was a spectacular event.

حضیض دنباله‌دار یک رویداد تماشایی بود.

photographers love capturing the moon at perigee.

عکاسان عاشق ثبت ماه در زمان حضیض هستند.

understanding perigee helps in predicting lunar eclipses.

درک حضیض به پیش‌بینی خورشید گرفتگی ماه کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید