He was only peripherally involved in the project.
او تنها به طور حاشیهای در پروژه درگیر بود.
She was peripherally aware of the situation.
او به طور حاشیهای از وضعیت آگاه بود.
The issue was peripherally related to the main topic.
این موضوع به طور حاشیهای با موضوع اصلی مرتبط بود.
I am peripherally involved in the decision-making process.
من به طور حاشیهای در فرآیند تصمیمگیری درگیر هستم.
The new policy will affect us only peripherally.
این سیاست جدید تنها به طور حاشیهای بر ما تأثیر خواهد گذاشت.
She peripherally mentioned the upcoming event.
او به طور حاشیهای از رویداد آینده نام برد.
His role in the company is peripherally defined.
نقش او در شرکت به طور حاشیهای تعریف شده است.
The character's backstory was only peripherally explored in the film.
پسزمینه شخصیت در فیلم تنها به طور حاشیهای مورد بررسی قرار گرفت.
The new product is peripherally connected to the company's core offerings.
محصول جدید به طور حاشیهای به خدمات اصلی شرکت مرتبط است.
She peripherally glanced at her phone while talking to me.
او نگاهی گذرا به تلفن همراه خود انداخت در حالی که با من صحبت میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید