marginally

[ایالات متحده]/ˈm ɑ:d ʒɪnəlɪ/
[بریتانیا]/'mɑrdʒɪnəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. کمی; به حد بسیار کمی; در حداقل سطح

عبارات و ترکیب‌ها

marginally better

به طور حاشیه ای بهتر

marginally improve

بهبود جزئی

marginally different

به طور جزئی متفاوت

marginally acceptable

تا حدودی قابل قبول

جملات نمونه

The company's profit marginally increased last quarter.

سود شرکت به میزان کمی افزایش یافت.

She is marginally taller than her sister.

او کمی از خواهرش قدبلاتر است.

The new law will marginally affect small businesses.

قانون جدید تأثیر کمی بر کسب و کارهای کوچک خواهد داشت.

His performance improved only marginally after the training.

عملکرد او تنها به میزان کمی پس از آموزش بهبود یافت.

The price of the product has marginally decreased.

قیمت محصول کمی کاهش یافته است.

The team's chances of winning are only marginally better this season.

شانس برد تیم این فصل تنها کمی بیشتر شده است.

The impact of the new policy is marginally positive.

تأثیر سیاست جدید به میزان کمی مثبت است.

She was marginally satisfied with the service at the restaurant.

او به میزان کمی از خدمات رستوران راضی بود.

The project deadline was marginally extended.

مهلت تحویل پروژه به میزان کمی تمدید شد.

The temperature is marginally cooler today.

دمای هوا امروز کمی خنک‌تر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید