periphrastic

[ایالات متحده]/ˌpɛrɪˈfræstɪk/
[بریتانیا]/ˌpɛrəˈfræstɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. چیزی را به طور غیرمستقیم بیان کردن؛ مشخصه استفاده از کلمات بیشتر از حد لازم

عبارات و ترکیب‌ها

periphrastic expression

عبارت وصفی

periphrastic construction

ساختار توصیفی

periphrastic phrase

عبارت وصفی

periphrastic form

فرم توصیفی

periphrastic usage

نحوه استفاده توصیفی

periphrastic style

سبک توصیفی

periphrastic synonym

معادل توصیفی

periphrastic language

زبان توصیفی

periphrastic method

روش توصیفی

periphrastic statement

بیانیه توصیفی

جملات نمونه

his periphrastic way of speaking made the lecture confusing.

نحوه صحبت کردن پريشان او باعث سردرگمی سخنرانی شد.

she used a periphrastic description to avoid stating the obvious.

او از یک توصیف پريشان برای جلوگیری از بیان بدیهیات استفاده کرد.

the periphrastic nature of his argument weakened its impact.

طبیعت پريشان استدلال او بر تأثیر آن تأثیر گذاشت.

in writing, a periphrastic style can enhance the narrative.

در نوشتن، یک سبک پريشان می تواند روایت را تقویت کند.

her periphrastic remarks often led to misunderstandings.

اظهارات پريشان او اغلب منجر به سوء تفاهم می شد.

using periphrastic phrases can make your speech sound more formal.

استفاده از عبارات پريشان می تواند باعث شود گفتار شما رسمی تر به نظر برسد.

the teacher encouraged students to avoid periphrastic expressions.

معلم از دانش آموزان خواست تا از عبارات پريشان خودداری کنند.

his periphrastic explanations were often too long-winded.

توضیحات پريشان او اغلب خیلی طولانی بودند.

periphrastic language can sometimes obscure the main point.

زبان پريشان گاهی اوقات می تواند نکته اصلی را پنهان کند.

she preferred a direct approach rather than a periphrastic one.

او ترجیح می داد به جای یک رویکرد پريشان، یک رویکرد مستقیم داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید