| شکل سوم شخص مفرد | perorates |
| صفت یا فعل حال استمراری | perorating |
| زمان گذشته | perorated |
| قسمت سوم فعل | perorated |
perorate passionately
با شور و اشتیاق سخنرانی کردن
perorate eloquently
با فصاحت و بلاغت سخنرانی کردن
perorate extensively
به طور مفصل سخنرانی کردن
perorate convincingly
با اطمینان خاطر سخنرانی کردن
perorate authoritatively
با اقتدار سخنرانی کردن
perorate confidently
با اعتماد به نفس سخنرانی کردن
perorate briefly
به طور خلاصه سخنرانی کردن
perorate formally
به طور رسمی سخنرانی کردن
perorate repeatedly
به طور مکرر سخنرانی کردن
perorate effectively
به طور موثر سخنرانی کردن
the politician began to perorate about the importance of education reform.
سیاستمدان شروع به سخنرانی طولانی در مورد اهمیت اصلاحات آموزشی کرد.
during the meeting, she tended to perorate at great length.
در طول جلسه، او تمایل داشت به طور طولانی سخنرانی کند.
he loves to perorate on the virtues of classical music.
او عاشق سخنرانی در مورد فضایل موسیقی کلاسیک است.
the professor would often perorate about historical events.
استاد اغلب در مورد وقایع تاریخی سخنرانی می کرد.
she perorated passionately about climate change during her speech.
او با شور و شوق در مورد تغییرات آب و هوایی در سخنرانی خود سخنرانی کرد.
the speaker began to perorate, losing the audience's attention.
سخنرانی شروع به سخنرانی کرد و توجه مخاطبان را از دست داد.
it's easy to perorate when you are passionate about a topic.
وقتی در مورد موضوعی مشتاق هستید، سخنرانی کردن آسان است.
he tends to perorate without considering the time constraints.
او معمولاً بدون در نظر گرفتن محدودیت های زمانی سخنرانی می کند.
before the vote, she perorated on the need for change.
قبل از رای گیری، او در مورد نیاز به تغییر سخنرانی کرد.
the debate became tedious as both sides began to perorate.
بحث کسل کننده شد زیرا هر دو طرف شروع به سخنرانی کردند.
perorate passionately
با شور و اشتیاق سخنرانی کردن
perorate eloquently
با فصاحت و بلاغت سخنرانی کردن
perorate extensively
به طور مفصل سخنرانی کردن
perorate convincingly
با اطمینان خاطر سخنرانی کردن
perorate authoritatively
با اقتدار سخنرانی کردن
perorate confidently
با اعتماد به نفس سخنرانی کردن
perorate briefly
به طور خلاصه سخنرانی کردن
perorate formally
به طور رسمی سخنرانی کردن
perorate repeatedly
به طور مکرر سخنرانی کردن
perorate effectively
به طور موثر سخنرانی کردن
the politician began to perorate about the importance of education reform.
سیاستمدان شروع به سخنرانی طولانی در مورد اهمیت اصلاحات آموزشی کرد.
during the meeting, she tended to perorate at great length.
در طول جلسه، او تمایل داشت به طور طولانی سخنرانی کند.
he loves to perorate on the virtues of classical music.
او عاشق سخنرانی در مورد فضایل موسیقی کلاسیک است.
the professor would often perorate about historical events.
استاد اغلب در مورد وقایع تاریخی سخنرانی می کرد.
she perorated passionately about climate change during her speech.
او با شور و شوق در مورد تغییرات آب و هوایی در سخنرانی خود سخنرانی کرد.
the speaker began to perorate, losing the audience's attention.
سخنرانی شروع به سخنرانی کرد و توجه مخاطبان را از دست داد.
it's easy to perorate when you are passionate about a topic.
وقتی در مورد موضوعی مشتاق هستید، سخنرانی کردن آسان است.
he tends to perorate without considering the time constraints.
او معمولاً بدون در نظر گرفتن محدودیت های زمانی سخنرانی می کند.
before the vote, she perorated on the need for change.
قبل از رای گیری، او در مورد نیاز به تغییر سخنرانی کرد.
the debate became tedious as both sides began to perorate.
بحث کسل کننده شد زیرا هر دو طرف شروع به سخنرانی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید