perplexer

[ایالات متحده]/pəˈplɛksə/
[بریتانیا]/pərˈplɛksər/

ترجمه

n. چيزي يا كسي كه موجب سردرگمي شود

جملات نمونه

the new puzzle proved to be a real perplexer for even the most experienced players.

معمای جدید به یک معمای واقعی برای حتی باتجربه‌ترین بازیکنان تبدیل شد.

math has always been my greatest perplexer throughout my academic career.

رياضات همیشه بزرگترين سردرگمي من در طول دوران تحصيلي ام بوده است.

the mystery novel was filled with one perplexer after another.

رمان معمري پر بود از معمای پشت سر معمای دیگر.

his sudden change in behavior became the main perplexer for his concerned friends.

تغییر ناگهانی رفتار او به اصلی‌ترین سردرگمی دوستان نگرانش تبدیل شد.

the cryptic message remained the central perplexer that no one could solve.

پیام رمزآلود به سردرگمی اصلی تبدیل شد که هیچ کس نتوانست آن را حل کند.

technology can be a double-edged sword, acting as both a helper and a perplexer.

فناوری می‌تواند یک شمشیر دولبه‌ای باشد و هم به عنوان یک کمک کننده و هم به عنوان یک سردرگمی عمل کند.

the complex syntax made this ancient text a formidable perplexer for translators.

ساختار دستوری پیچیده این متن باستانی را به یک سردرگمی بزرگ برای مترجمان تبدیل کرد.

life's biggest perplexer often lies in finding one's true purpose.

بزرگترین سردرگمی زندگی اغلب در یافتن هدف واقعی خود نهفته است.

this mathematical paradox has been a persistent perplexer for centuries.

این پارادوکس ریاضی قرن‌هاست که یک سردرگمی مداوم بوده است.

the political situation presented an unexpected perplexer that baffled all analysts.

وضعیت سیاسی یک سردرگمی غیرمنتظره را نشان داد که باعث سردرگمی همه تحلیلگران شد.

she found the contradictory instructions to be the ultimate perplexer.

او دستورالعمل‌های متناقض را سردرگمی نهایی یافت.

understanding quantum physics requires accepting many seemingly impossible concepts that serve as mental perplexers.

درک فیزیک کوانتوم نیازمند پذیرش بسیاری از مفاهیم به ظاهر غیرممکن است که به عنوان سردرگمی ذهنی عمل می‌کنند.

the crossword puzzle proved to be an effective perplexer that kept him occupied for hours.

بازی حدس کلمه به اثبات رسید که یک سردرگمی موثر است که او را برای ساعت‌ها سرگرم می‌کرد.

at first glance it seemed simple, but it turned out to be a genuine perplexer.

در نگاه اول ساده به نظر می‌رسید، اما در نهایت به یک سردرگمی واقعی تبدیل شد.

the maze proved to be a constant perplexer for visitors trying to find the exit.

حصار به اثبات رسید که یک سردرگمی دائمی برای بازدیدکنندگان در تلاش برای یافتن خروج است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید