perquisite

[ایالات متحده]/ˈpɜːkwɪzɪt/
[بریتانیا]/ˈpɜːrkwɪzɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یارانه مالی یا درآمد اضافی فراتر از حقوق، کمک هزینه، پاداش، انعام؛ مزایا، امتیازات، راحتی، امتیاز، لطفی که با یک موقعیت دریافت می‌شود.

جملات نمونه

the wife of a president has all the perquisites of stardom.

همسر رئیس‌جمهور از تمام امتیازات شهرت برخوردار است.

She gets various perquisites in addition to her wages.

علاوه بر حقوق خود، امتیازات مختلفی دریافت می‌کند.

The report says, schmidt acquired about 500 thousand dollar with the form of perquisite last year, the family that basically is used at song of cereal of;

گزارش می گوید، اشمیت سال گذشته حدود 500 هزار دلار به شکل امتیاز به دست آورد، خانواده ای که اساساً در آهنگ غلات استفاده می شود.

company car as a perquisite for executives

خودروی شرکت به عنوان امتیازی برای مدیران

health insurance is a common perquisite for full-time employees

بیمه درمانی یک امتیاز رایج برای کارمندان تمام وقت است.

perquisites such as free meals and gym memberships

امتیازاتی مانند وعده‌های غذایی رایگان و عضویت در باشگاه ورزشی

perquisites offered to senior management

امتیازاتی که به مدیریت ارشد ارائه می‌شود

perquisites can include stock options and bonuses

امتیازات می‌توانند شامل گزینه‌های سهام و پاداش باشند.

perquisites are often used to attract top talent

از امتیازات اغلب برای جذب استعدادهای برتر استفاده می‌شود.

executives enjoy various perquisites such as expense accounts

مدیران از امتیازات مختلف مانند حساب‌های هزینه لذت می‌برند.

perquisites are part of the overall compensation package

امتیازات بخشی از بسته حقوق و دستمزد کلی هستند.

perquisites can contribute to employee satisfaction

امتیازات می‌توانند به رضایت شغلی کمک کنند.

perquisites are considered a form of non-monetary compensation

امتیازات به عنوان نوعی جبران خسارت غیرنقدی در نظر گرفته می‌شوند.

نمونه‌های واقعی

On the one hand, the boss gave him a perquisite.

از یک طرف، رئیس به او امتیازی داد.

منبع: Pan Pan

Because the Lord Warden is busily employed at times in fobbing his perquisites; which are his chiefly by virtue of that same fobbing of them.

زیرا لرد وردن گاهی اوقات به دلیل از بین بردن امتیازات خود مشغول است؛ امتیازاتی که عمدتاً به دلیل از بین بردن آنها به دست اوست.

منبع: Moby-Dick

But the perquisites of custom-house officers are everywhere much greater than their salaries; at some ports more than double or triple those salaries.

اما امتیازات افسران گمرک همه جا بسیار بیشتر از حقوق آنهاست؛ در برخی از بنادر دو یا سه برابر حقوق آنها.

منبع: The Wealth of Nations (Part Five)

The apple lay untouched on her desk until the next morning, when little Timothy Andrews, who swept the school and kindled the fire, annexed it as one of his perquisites.

سیب بدون لمس روی میزش ماند تا صبح بعد، زمانی که تیموتی اندروز کوچک، که مدرسه را جارو می کرد و آتش روشن می کرد، آن را به عنوان یکی از امتیازات خود تصرف کرد.

منبع: Anne of Green Gables (Original Version)

First, the levying of it may require a great number of officers, whose salaries may eat up the greater part of the produce of the tax, and whose perquisites may impose another additional tax upon the people.

اولاً، دریافت آن ممکن است نیاز به تعداد زیادی افسر داشته باشد، حقوق آنها ممکن است بخش بزرگی از محصولات مالیات را مصرف کند و امتیازات آنها ممکن است مالیات اضافی دیگری بر مردم تحمیل کند.

منبع: The Wealth of Nations (Part Five)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید