privilege

[ایالات متحده]/ˈprɪvəlɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈprɪvəlɪdʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حق یا مزیت خاص؛ رفتار ترجیحی
vt. اعطای حق یا مزیت خاص به؛ معاف کردن از چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

enjoy privileges

لذت بردن از امتیازات

privileged position

موقعیت ویژه

feel privileged

احساس امتیاز داشتن

have privilege

داشتن امتیاز

access privilege

دسترسی به امتیاز

special privilege

امتیاز ویژه

جملات نمونه

it is truly a privilege to be here.

واقعاً یک امتیاز بودن اینجا است.

privilege sb. from arrest

نجات دادن کسی از دستگیری

privilege was indivisible from responsibility.

امتیاز از مسئولیت غیرقابل تفکیک بود.

It is a great privilege to know you.

افتخار بزرگی است که شما را می‌شناسم.

grant sb. the privilege of doing sth.

به کسی امتیاز انجام کاری را دادن.

It was a privilege revokable at any time on whim of the authorities.

این امتیازی بود که می‌توانست در هر زمان و به دلخواه مقامات لغو شود.

Do not overdo your privilege of reproving me.

از امتیاز شما برای سرزنش من زیاده‌روی نکنید.

The privilege of voting is a right sanctioned by law).

امتیاز رای دادن یک حق مصرح در قانون است.

there is no desire to impeach the privileges of the House of Commons.

تمایلی برای استیضاح امتیازات مجلس عوام وجود ندارد.

English inheritance law privileged the eldest son.

قانون ارث انگلیس، بزرگترین پسر را ترجیح می‌داد.

in the nineteenth century only a privileged few had the vote.

در قرن نوزدهم تنها گروهی خاص حق رای داشتند.

Discussions between a lawyer and client are privileged communications.

گفتگوهای بین یک وکیل و موکل، ارتباطات محرمانه هستند.

Only the privileged few could afford to send their children to private schools.

فقط گروه ممتاز بود که می‌توانستند هزینه فرستادن فرزندانشان به مدارس خصوصی را متقبل شوند.

نمونه‌های واقعی

Immigrants are seen as enjoying special privileges.

مهاجران به عنوان افرادی دیده می شوند که از امتیازات ویژه برخوردارند.

منبع: The Economist - International

Now, the President may assert executive privilege.

اکنون، رئیس جمهور ممکن است حق امتیاز اجرایی را اعمال کند.

منبع: VOA Daily Standard June 2019 Collection

It is a privilege to hear her sing.

شنیدن آواز او امتیازی است.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

Stop keeping secrets, and maybe you'll get your privileges back.

دیگر راز نگه ندارید، شاید بتوانید امتیازات خود را پس بگیرید.

منبع: Out of Control Season 3

Presidents do assert executive privilege, but the Supreme Court has indicated that it's fairly narrow.

رؤسای جمهور حق امتیاز اجرایی را اعمال می کنند، اما دادگاه عالی نشان داده است که این موضوع نسبتاً محدود است.

منبع: VOA Daily Standard June 2019 Collection

One would be the municipal privileges.

یکی از آنها امتیازات شهرداری خواهد بود.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

It's about power and it's about privilege.

این در مورد قدرت است و در مورد امتیاز است.

منبع: 6 Minute English

Good afternoon, Ms. Ocean. As you know, parole is a privilege.

بعد از ظهر بخیر، خانم اشن. همانطور که می دانید، آزادی مشروط یک امتیاز است.

منبع: Learn English by Watching Movies with VOA

I'm honored, privileged for the time and participation.

افتخار می کنم، به خاطر زمان و مشارکت امتیاز داده شده ام.

منبع: Chronicle of Contemporary Celebrities

Opponents argue that would give them special privileges.

مخالفان استدلال می کنند که این به آنها امتیازات ویژه می دهد.

منبع: BBC Listening Collection September 2023

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید