personification

[ایالات متحده]/pə,sɒnɪfɪ'keɪʃ(ə)n/
[بریتانیا]/pɚ,sɑnɪfɪ'keʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دادن ویژگی‌های انسانی به چیزی غیر انسانی؛ نمایندگی چیزی به عنوان یک شخص؛ نمادگرایی؛ تجسم یک کیفیت یا ویژگی خاص.
Word Forms

جملات نمونه

He is very personification of selfishness.

او تجسم خودخواهی است.

She is the very personification of selfishness.

او تجسم خودخواهی است.

he was the very personification of British pluck and diplomacy.

او تجسم شجاعت و دیپلماسی بریتانیایی بود.

an artistic personification of beauty

یک تجسم هنری زیبایی

Santa Claus is the personification of Christmas.

بابانوئل تجسم کریسمس است.

the knight is accompanied by two feminine personifications of vice.

شوالیه با دو تجسم زنانه فضیلت همراه است.

The translation of metaphors, personification and Litotes etc.

ترجمه استعاره‌ها، تجسم و لیتوت و غیره.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید