pertnesses of youth
جنبههای جوانی
pertnesses in speech
جنبههای گفتار
pertnesses of attitude
جنبههای نگرش
pertnesses in style
جنبههای سبک
pertnesses of personality
جنبههای شخصیت
pertnesses in fashion
جنبههای مد
pertnesses of children
جنبههای کودکان
pertnesses in behavior
جنبههای رفتار
pertnesses of laughter
جنبههای خنده
pertnesses in art
جنبههای هنر
her pertness always brightens the room.
اظهارات با اعتماد به نفس او همیشه فضا را روشن میکند.
he admired her pertness and confidence.
او تحت تأثیر اعتماد به نفس و اعتماد به نفس او قرار گرفت.
the child's pertness made everyone smile.
اظهارات کودک باعث لبخند همه شد.
she spoke with a pertness that was infectious.
او با اعتماد به نفسی صحبت کرد که مسری بود.
his pertness often got him into trouble.
اظهارات او اغلب باعث ایجاد مشکل برای او میشد.
they appreciated her pertness during the meeting.
آنها در طول جلسه از اعتماد به نفس او قدردانی کردند.
her pertness was the highlight of the party.
اظهارات او اوج مهمانی بود.
with a touch of pertness, he made his speech memorable.
با کمی اعتماد به نفس، او سخنرانی خود را به یاد ماندنی کرد.
his pertness was a refreshing change in the office.
اظهارات او یک تغییر دلپذیر در دفتر بود.
she handled the situation with her usual pertness.
او با اعتماد به نفس معمول خود با آن وضعیت برخورد کرد.
pertnesses of youth
جنبههای جوانی
pertnesses in speech
جنبههای گفتار
pertnesses of attitude
جنبههای نگرش
pertnesses in style
جنبههای سبک
pertnesses of personality
جنبههای شخصیت
pertnesses in fashion
جنبههای مد
pertnesses of children
جنبههای کودکان
pertnesses in behavior
جنبههای رفتار
pertnesses of laughter
جنبههای خنده
pertnesses in art
جنبههای هنر
her pertness always brightens the room.
اظهارات با اعتماد به نفس او همیشه فضا را روشن میکند.
he admired her pertness and confidence.
او تحت تأثیر اعتماد به نفس و اعتماد به نفس او قرار گرفت.
the child's pertness made everyone smile.
اظهارات کودک باعث لبخند همه شد.
she spoke with a pertness that was infectious.
او با اعتماد به نفسی صحبت کرد که مسری بود.
his pertness often got him into trouble.
اظهارات او اغلب باعث ایجاد مشکل برای او میشد.
they appreciated her pertness during the meeting.
آنها در طول جلسه از اعتماد به نفس او قدردانی کردند.
her pertness was the highlight of the party.
اظهارات او اوج مهمانی بود.
with a touch of pertness, he made his speech memorable.
با کمی اعتماد به نفس، او سخنرانی خود را به یاد ماندنی کرد.
his pertness was a refreshing change in the office.
اظهارات او یک تغییر دلپذیر در دفتر بود.
she handled the situation with her usual pertness.
او با اعتماد به نفس معمول خود با آن وضعیت برخورد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید