pertnesses

[ایالات متحده]/ˈpɜːtnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈpɜrtˌnɛsɪz/

ترجمه

n. کمبود ادب؛ تکبر

عبارات و ترکیب‌ها

pertnesses of youth

جنبه‌های جوانی

pertnesses in speech

جنبه‌های گفتار

pertnesses of attitude

جنبه‌های نگرش

pertnesses in style

جنبه‌های سبک

pertnesses of personality

جنبه‌های شخصیت

pertnesses in fashion

جنبه‌های مد

pertnesses of children

جنبه‌های کودکان

pertnesses in behavior

جنبه‌های رفتار

pertnesses of laughter

جنبه‌های خنده

pertnesses in art

جنبه‌های هنر

جملات نمونه

her pertness always brightens the room.

اظهارات با اعتماد به نفس او همیشه فضا را روشن می‌کند.

he admired her pertness and confidence.

او تحت تأثیر اعتماد به نفس و اعتماد به نفس او قرار گرفت.

the child's pertness made everyone smile.

اظهارات کودک باعث لبخند همه شد.

she spoke with a pertness that was infectious.

او با اعتماد به نفسی صحبت کرد که مسری بود.

his pertness often got him into trouble.

اظهارات او اغلب باعث ایجاد مشکل برای او می‌شد.

they appreciated her pertness during the meeting.

آنها در طول جلسه از اعتماد به نفس او قدردانی کردند.

her pertness was the highlight of the party.

اظهارات او اوج مهمانی بود.

with a touch of pertness, he made his speech memorable.

با کمی اعتماد به نفس، او سخنرانی خود را به یاد ماندنی کرد.

his pertness was a refreshing change in the office.

اظهارات او یک تغییر دلپذیر در دفتر بود.

she handled the situation with her usual pertness.

او با اعتماد به نفس معمول خود با آن وضعیت برخورد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید