pharos

[ایالات متحده]/ˈfɛərəs/
[بریتانیا]/ˈfɛrəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فانوس دریایی یا علامت
Word Forms
جمعphaross

عبارات و ترکیب‌ها

ancient pharos

فاروس باستانی

pharos light

نور فاروس

pharos tower

برج فاروس

pharos beacon

اشاره‌گر فاروس

pharos guide

راهنمای فاروس

pharos symbol

نماد فاروس

pharos mythology

اساطیر فاروس

pharos architecture

معماری فاروس

pharos history

تاریخچه فاروس

pharos legend

افسانه فاروس

جملات نمونه

the ancient pharos guided sailors safely to shore.

فاروس باستانی، دریانوردان را به طور ایمن به ساحل هدایت می‌کرد.

the pharos stood tall against the stormy sea.

فاروس در برابر دریاچه طوفانی سر بلند بود.

many cultures built a pharos to symbolize hope.

فرهنگ‌های بسیاری برای نماد امید، فاروس ساختند.

the pharos was an engineering marvel of its time.

فاروس یک شاهکار مهندسی در زمان خود بود.

visitors flock to see the historic pharos.

بازدیدکنندگان برای دیدن فاروس تاریخی هجوم می‌آورند.

legends speak of a pharos that could be seen from miles away.

افسانه ها از فاروسی صحبت می‌کنند که می‌توان آن را از مایل‌ها دورتر دید.

artists often depict the pharos in their paintings.

هنرمندان اغلب فاروس را در نقاشی‌های خود به تصویر می‌کشند.

the pharos served as a crucial navigation tool.

فاروس به عنوان یک ابزار ناوبری حیاتی عمل می‌کرد.

building a pharos requires skilled craftsmanship.

ساختن یک فاروس به مهارت و هنر نیاز دارد.

in mythology, the pharos was a beacon of the gods.

در اساطیر، فاروس نشانه‌ای از خدایان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید