pheasantry

[ایالات متحده]/ˈfɛzəntri/
[بریتانیا]/ˈfɛzəntri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محلی که قرقاول‌ها در آن پرورش داده می‌شوند یا نگهداری می‌شوند؛ یک مزرعه برای پرورش قرقاول‌ها
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

game pheasantry

شکارگاه بıldıghو

pheasantry tour

تور بازدید از مزرعه بıldıghو

pheasantry visit

بازدید از مزرعه بıldıghو

pheasantry breeding

پرورش بıldıghو

private pheasantry

مزرعه بıldıghو خصوصی

pheasantry habitat

زیستگاه بıldıghو

local pheasantry

مزرعه بıldıghو محلی

pheasantry management

مدیریت مزرعه بıldıghو

pheasantry species

گونه‌های بıldıghو

pheasantry exhibition

نمایشگاه بıldıghو

جملات نمونه

the pheasantry was filled with colorful birds.

پرده‌خانه پر از پرندگان رنگارنگ بود.

visitors can tour the pheasantry every weekend.

بازدیدکنندگان می‌توانند هر آخر هفته از پرده‌خانه بازدید کنند.

they decided to build a pheasantry on their farm.

آنها تصمیم گرفتند یک پرده‌خانه در مزرعه خود بسازند.

the pheasantry is known for its rare species.

پرده‌خانه به دلیل گونه‌های نادرش مشهور است.

we saw several peacocks at the pheasantry.

ما چندین طاووس در پرده‌خانه دیدیم.

maintaining a pheasantry requires a lot of care.

نگهداری از یک پرده‌خانه نیاز به مراقبت زیادی دارد.

the pheasantry hosts an annual birdwatching event.

پرده‌خانه میزبان یک رویداد سالانه تماشای پرندگان است.

she volunteers at the local pheasantry.

او به طور داوطلبانه در پرده‌خانه محلی کار می‌کند.

the pheasantry provides a sanctuary for injured birds.

پرده‌خانه یک پناهگاه برای پرندگان آسیب‌دیده فراهم می‌کند.

we learned about the breeding process at the pheasantry.

ما در مورد روند تولید مثل در پرده‌خانه یاد گرفتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید