philandering

[ایالات متحده]/fɪˈlændərɪŋ/
[بریتانیا]/fɪˈlændərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. درگیر شدن در روابط جنسی غیررسمی یا نامشروع

عبارات و ترکیب‌ها

philandering spouse

همسر فریبکار

philandering partner

همراه فریبکار

philandering behavior

رفتار فریبکارانه

philandering husband

شوهر فریبکار

philandering wife

همسر فریبکار

philandering ways

روش‌های فریبکارانه

philandering lifestyle

سبک زندگی فریبکارانه

philandering habits

عادت‌های فریبکارانه

philandering tendencies

تمایلات فریبکارانه

philandering actions

اقدامات فریبکارانه

جملات نمونه

his philandering ways led to the end of their marriage.

رفتارهای زن‌دن او باعث پایان ازدواجشان شد.

she discovered his philandering after years of trust.

او پس از سال‌ها اعتماد، خیانت‌های او را کشف کرد.

philandering can cause deep emotional wounds.

زن‌دن می‌تواند باعث ایجاد آسیب‌های عمیق احساسی شود.

he apologized for his philandering but the damage was done.

او برای زن‌دنش عذرخواهی کرد، اما کارها انجام شده بود.

many people struggle with the consequences of philandering.

بسیاری از مردم با عواقب زن‌دن دست و پنجه نرم می‌کنند.

her friends warned her about his philandering reputation.

دوستانش او را در مورد شهرت زن‌دگی او آگاه کردند.

philandering often leads to broken relationships.

زن‌دن اغلب منجر به از هم پاشیدن روابط می‌شود.

he tried to hide his philandering but was eventually caught.

او سعی کرد زن‌دگی خود را پنهان کند، اما در نهایت لو رفت.

philandering is a betrayal of trust in a relationship.

زن‌دن خیانت به اعتماد در یک رابطه است.

they sought counseling to address his philandering behavior.

آنها برای رسیدگی به رفتار زن‌دگی او به مشاوره روی آوردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید