philanthropies

[ایالات متحده]/fɪ'lænθrəpɪ/
[بریتانیا]/fɪ'lænθrəpi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فعالیت‌های نیکوکارانه که به منظور ترویج رفاه انسانی و اهداف خیریه انجام می‌شود.

جملات نمونه

to manifest through philanthropy

از طریق نیکوکاری آشکار شود

philanthropy was regarded as a badge of social esteem.

نوع‌دوستی به عنوان نشانه‌ای از احترام اجتماعی در نظر گرفته می‌شد.

the organizations often use their philanthropy as a cover for subsidies to terrorists.

سازمان‌ها اغلب از نیک‌سرای خود به عنوان پوششی برای پرداخت یارانه به تروریست‌ها استفاده می‌کنند.

The billionaire's philanthropy has positively impacted many communities.

نیک‌سرای میلیاردر تأثیر مثبتی بر بسیاری از جوامع داشته است.

She is known for her philanthropy and dedication to helping those in need.

او به خاطر نیک‌سرایی و تعهدش به کمک به نیازمندان شناخته شده است.

The foundation focuses on philanthropy projects that support education and healthcare.

بنیاد بر روی پروژه‌های نیک‌سرای متمرکز است که از آموزش و بهداشت حمایت می‌کنند.

Many celebrities engage in philanthropy to give back to society.

بسیاری از مشاهیر درگیر نیک‌سرایی هستند تا به جامعه بازگردانند.

His philanthropy work includes donating to various charities and organizations.

کار نیک‌سرای او شامل اهدای کمک به سازمان‌ها و خیریه‌های مختلف است.

The company's philanthropy efforts aim to make a meaningful impact on the local community.

تلاش‌های نیک‌سرای شرکت با هدف ایجاد تأثیر معنادین بر جامعه محلی است.

Philanthropy plays a crucial role in addressing social issues and promoting positive change.

نیک‌سرایی نقش مهمی در رفع مشکلات اجتماعی و ترویج تغییرات مثبت ایفا می‌کند.

The organization received an award for its outstanding philanthropy work.

سازمان به خاطر تلاش‌های برجست نیک‌سرای خود مورد تقدیر قرار گرفت.

Volunteering is a form of philanthropy that involves giving time and effort to help others.

داوطلبی یک شکل از نیک‌سرایی است که شامل صرف وقت و تلاش برای کمک به دیگران است.

The philanthropy sector continues to grow as more individuals and businesses contribute to charitable causes.

بخش نیک‌سرایی همچنان در حال رشد است زیرا افراد و کسب و کارهای بیشتری به اهداف خیریه کمک می‌کنند.

نمونه‌های واقعی

If you say philanthropy is love of humanity, they are philanthropy.

اگر بگویید نیکوکاری به معنای عشق به انسانیت است، آن‌ها نیکوکار هستند.

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading

Philanthropy is all that I do now.

اکنون نیکوکاری همه کاری است که انجام می‌دهم.

منبع: TED Talks (Audio Version) March 2015 Collection

SpaceX, Tesla, Neuralink and The Boring Company are philanthropy.

اسپیس‌ایکس، تسلا، نورالینک و شرکت بورینگ نمونه‌هایی از نیکوکاری هستند.

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading

Philanthropy is a growing movement, a lot more can be done.

نیکوکاری یک جنبش رو به رشد است و می‌توان خیلی بیشتر انجام داد.

منبع: Gates Annual Letter - 2020

Instead, they treasure family, hobbies, friends, and philanthropy more than money.

در عوض، آن‌ها خانواده، سرگرمی‌ها، دوستان و نیکوکاری را بیشتر از پول ارج می‌نهند.

منبع: TOEFL Writing Preparation Guide

Libraries and colleges, especially the University of Maine and the Bangor Public Library have benefitted from the Kings' philanthropy.

کتابخانه‌ها و کالج‌ها، به ویژه دانشگاه مین و کتابخانه عمومی بانگر، از نیکوکاری خانواده‌ها بهره‌مند شده‌اند.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

He says flags of valor was founded on philanthropy first and then profit.

او می‌گوید پرچم‌های افتخار ابتدا بر اساس نیکوکاری و سپس سودآوری تأسیس شد.

منبع: VOA Standard English_Americas

The English-language teacher-turned-billionaire wants to focus on his work in education and philanthropy.

معلم زبان انگلیسی که به یک میلیاردری تبدیل شده است، می‌خواهد بر روی کار خود در زمینه آموزش و نیکوکاری تمرکز کند.

منبع: The Economist (Summary)

It has been a privilege to work in education philanthropy for the last 12 years.

کار کردن در زمینه نیکوکاری در آموزش و پرورش در 12 سال گذشته یک امتیاز بوده است.

منبع: Listening comprehension of the English Major Level 8 exam past papers.

I want people to know that progress is possible, and that philanthropy has a role.

می‌خواهم مردم بدانند که پیشرفت امکان‌پذیر است و نیکوکاری نقشی در آن دارد.

منبع: Gates Annual Letter - 2020

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید