philosophies

[ایالات متحده]/fɪˈlɒsəfiz/
[بریتانیا]/fəˈlɑːsəfiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع فلسفه؛ مجموعه‌ای از باورها یا اصول

عبارات و ترکیب‌ها

different philosophies

فلسفه‌های متفاوت

competing philosophies

فلسفه‌های رقیب

ancient philosophies

فلسفه‌های باستانی

modern philosophies

فلسفه‌های مدرن

philosophies of life

فلسفه‌های زندگی

ethical philosophies

فلسفه‌های اخلاقی

philosophies of education

فلسفه‌های آموزش

political philosophies

فلسفه‌های سیاسی

philosophies of science

فلسفه‌های علم

philosophies of religion

فلسفه‌های دینی

جملات نمونه

different cultures have unique philosophies about life.

فرهنگ‌های مختلف دارای فلسفه‌های منحصربه‌فردی در مورد زندگی هستند.

many philosophies emphasize the importance of happiness.

بسیاری از فلسفه‌ها بر اهمیت خوشبختی تأکید دارند.

his philosophies challenge conventional thinking.

فلسفه‌های او تفکر متعارف را به چالش می‌کشند.

philosophies can shape our understanding of morality.

فلسفه‌ها می‌توانند درک ما از اخلاق را شکل دهند.

she studies eastern philosophies to gain new insights.

او فلسفه‌های شرقی را برای کسب بینش‌های جدید مطالعه می‌کند.

different philosophies offer various solutions to problems.

فلسفه‌های مختلف راه‌حل‌های مختلفی برای مشکلات ارائه می‌دهند.

philosophies often evolve over time with society.

فلسفه‌ها اغلب با گذشت زمان و همراه با جامعه تکامل می‌یابند.

his philosophies are influenced by existentialism.

فلسفه‌های او تحت تأثیر اگزیستانسیالیسم قرار دارند.

understanding different philosophies can broaden your perspective.

درک فلسفه‌های مختلف می‌تواند دیدگاه شما را گسترش دهد.

philosophies of education vary across different regions.

فلسفه‌های آموزش در مناطق مختلف متفاوت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید