superstitions

[ایالات متحده]/ˌsuːpəˈstɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌsuːpərˈstɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعتقادات یا اعمالی که ناشی از نادانی یا ترس از ناشناخته است

عبارات و ترکیب‌ها

superstitions beliefs

باورهای خرافاتی

cultural superstitions

خرافات فرهنگی

common superstitions

خرافات رایج

local superstitions

خرافات محلی

superstitions practices

نیازهای خرافی

superstitions and rituals

خرافات و آیین‌ها

superstitions explained

توضیح خرافات

superstitions in society

خرافات در جامعه

superstitions and luck

خرافات و شانس

جملات نمونه

many cultures have their own superstitions about bad luck.

فرهنگ‌های بسیاری باورهای خرافی خاص خود را در مورد شانس بد دارند.

superstitions often influence people's daily decisions.

باورهای خرافی اغلب بر تصمیمات روزانه مردم تأثیر می‌گذارند.

he doesn't believe in superstitions, but his family does.

او به باورهای خرافی اعتقادی ندارد، اما خانواده‌اش دارد.

some superstitions are rooted in ancient traditions.

برخی از باورهای خرافی ریشه در سنت‌های باستانی دارند.

she avoids walking under ladders due to superstitions.

او به دلیل باورهای خرافی از رفتن زیر نردبان اجتناب می‌کند.

superstitions can vary greatly from one region to another.

باورهای خرافی می‌توانند به طور قابل توجهی از یک منطقه به منطقه دیگر متفاوت باشند.

many athletes have their own superstitions before a game.

بسیاری از ورزشکاران قبل از مسابقه باورهای خرافی خاص خود را دارند.

superstitions about friday the 13th are well-known.

باورهای خرافی در مورد جمعه سیاه به خوبی شناخته شده است.

people often dismiss superstitions as irrational beliefs.

مردم اغلب باورهای خرافی را به عنوان باورهای غیرمنطقی رد می‌کنند.

superstitions can sometimes provide comfort in uncertain times.

باورهای خرافی گاهی اوقات می‌توانند در زمان‌های نامطمئن آسایش بخش باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید