| جمع | phos |
pho soup
سوپ فو
bowl of pho
یک گلدان فو
hot pho
فو گرم
spicy pho
فو تیز
chicken pho
فو مرغ
beef pho
فو گوشت گوسفید
pho noodles
مакارونی فو
pho broth
کلوخه فو
pho restaurant
رستوران فو
pho takeout
فو آمادهسازی فوری
i grabbed a bowl of pho for lunch near the office.
من یک کاسه فو برای ناهار در نزدیکی دفتر گرفتم.
she ordered beef pho with extra herbs on the side.
او فو گوشتی سفارش داد و علاوه بر آن گیاهان دارویی را کنار آن گذاشت.
he prefers chicken pho when he wants something light.
وقتی که او چیزی سبک میخواهد، فو مرغ را ترجیح میدهد.
we stopped by a pho restaurant after the movie.
پس از فیلم، ما در یک رستوران فو متوقف شدیم.
the pho broth simmered for hours to build deep flavor.
کوچه فو برای ایجاد طعم عمیق به مدت ساعاتی در آبپزشکی قرار گرفت.
add a squeeze of lime to your pho for brightness.
برای روشنی بیشتر، یک فشار لیمو را به فو خود اضافه کنید.
he topped his pho with bean sprouts and fresh basil.
او فو خود را با جوانههای نخود و پطریلی تازه پوشاند.
my friend asked for spicy pho with sliced chili peppers.
دوست من برای فو چیلیهای برش داده شده سفارش داد.
takeout pho is best when the noodles stay separate from the broth.
فو سفارشی وقتی بهترین حالت خود را دارد که میانهای آن از کوچه جدا مانده باشد.
the pho noodles were silky and didn’t clump together.
میانهای فو لطیف بودند و با هم چسبیده نمیشدند.
they serve vegetarian pho with mushrooms and tofu.
آنها فو گیاهخوری را با قارچ و توфан سرو میکنند.
i warmed up leftover pho and the broth tasted even richer.
من فو باقیمانده را گرم کردم و کوچه آن طعمی غنیتری داشت.
pho soup
سوپ فو
bowl of pho
یک گلدان فو
hot pho
فو گرم
spicy pho
فو تیز
chicken pho
فو مرغ
beef pho
فو گوشت گوسفید
pho noodles
مакارونی فو
pho broth
کلوخه فو
pho restaurant
رستوران فو
pho takeout
فو آمادهسازی فوری
i grabbed a bowl of pho for lunch near the office.
من یک کاسه فو برای ناهار در نزدیکی دفتر گرفتم.
she ordered beef pho with extra herbs on the side.
او فو گوشتی سفارش داد و علاوه بر آن گیاهان دارویی را کنار آن گذاشت.
he prefers chicken pho when he wants something light.
وقتی که او چیزی سبک میخواهد، فو مرغ را ترجیح میدهد.
we stopped by a pho restaurant after the movie.
پس از فیلم، ما در یک رستوران فو متوقف شدیم.
the pho broth simmered for hours to build deep flavor.
کوچه فو برای ایجاد طعم عمیق به مدت ساعاتی در آبپزشکی قرار گرفت.
add a squeeze of lime to your pho for brightness.
برای روشنی بیشتر، یک فشار لیمو را به فو خود اضافه کنید.
he topped his pho with bean sprouts and fresh basil.
او فو خود را با جوانههای نخود و پطریلی تازه پوشاند.
my friend asked for spicy pho with sliced chili peppers.
دوست من برای فو چیلیهای برش داده شده سفارش داد.
takeout pho is best when the noodles stay separate from the broth.
فو سفارشی وقتی بهترین حالت خود را دارد که میانهای آن از کوچه جدا مانده باشد.
the pho noodles were silky and didn’t clump together.
میانهای فو لطیف بودند و با هم چسبیده نمیشدند.
they serve vegetarian pho with mushrooms and tofu.
آنها فو گیاهخوری را با قارچ و توфан سرو میکنند.
i warmed up leftover pho and the broth tasted even richer.
من فو باقیمانده را گرم کردم و کوچه آن طعمی غنیتری داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید