phooey on that
اوه، به اون!
phooey to you
اوه، به شما!
phooey, really?
اوه، واقعا؟
what a phooey
چه اوه!
phooey, no way
اوه، غیرممکنه!
phooey, forget it
اوه، فراموشش کن!
phooey to that
اوه، به اون!
phooey, nonsense
اوه، پوچ!
phooey, please
اوه، خواهش میکنم!
phooey, enough
اوه، کافیه!
i tried to fix the car, but phooey, it just won't start.
من سعی کردم ماشین را تعمیر کنم، اما متاسفانه، اصلا راه نمی رود.
she was excited about the trip, but phooey, it got canceled.
او برای سفر هیجان زده بود، اما متاسفانه، کنسل شد.
he thought he had a chance, but phooey, he lost the game.
او فکر کرد شانسی دارد، اما متاسفانه، بازی را باخت.
after all that planning, phooey, the event was a flop.
بعد از تمام آن برنامه ریزی، متاسفانه، برنامه به هم ریخت.
she studied hard for the exam, but phooey, she still failed.
او سخت برای امتحان مطالعه کرد، اما متاسفانه، باز هم مردود شد.
he thought he could win, but phooey, he came in last.
او فکر کرد می تواند برنده شود، اما متاسفانه، آخر شد.
we were hoping for good weather, but phooey, it rained all day.
ما امیدوار بودیم هوا خوب باشد، اما متاسفانه، تمام روز باران بارید.
she wanted to go out, but phooey, she forgot her wallet.
او می خواست بیرون برود، اما متاسفانه، کیف پولش را فراموش کرد.
he finally got the job, but phooey, it was only temporary.
او بالاخره شغل را به دست آورد، اما متاسفانه، فقط موقت بود.
they planned a picnic, but phooey, it turned out to be too cold.
آنها یک پیک نیک برنامه ریزی کردند، اما متاسفانه، خیلی سرد بود.
phooey on that
اوه، به اون!
phooey to you
اوه، به شما!
phooey, really?
اوه، واقعا؟
what a phooey
چه اوه!
phooey, no way
اوه، غیرممکنه!
phooey, forget it
اوه، فراموشش کن!
phooey to that
اوه، به اون!
phooey, nonsense
اوه، پوچ!
phooey, please
اوه، خواهش میکنم!
phooey, enough
اوه، کافیه!
i tried to fix the car, but phooey, it just won't start.
من سعی کردم ماشین را تعمیر کنم، اما متاسفانه، اصلا راه نمی رود.
she was excited about the trip, but phooey, it got canceled.
او برای سفر هیجان زده بود، اما متاسفانه، کنسل شد.
he thought he had a chance, but phooey, he lost the game.
او فکر کرد شانسی دارد، اما متاسفانه، بازی را باخت.
after all that planning, phooey, the event was a flop.
بعد از تمام آن برنامه ریزی، متاسفانه، برنامه به هم ریخت.
she studied hard for the exam, but phooey, she still failed.
او سخت برای امتحان مطالعه کرد، اما متاسفانه، باز هم مردود شد.
he thought he could win, but phooey, he came in last.
او فکر کرد می تواند برنده شود، اما متاسفانه، آخر شد.
we were hoping for good weather, but phooey, it rained all day.
ما امیدوار بودیم هوا خوب باشد، اما متاسفانه، تمام روز باران بارید.
she wanted to go out, but phooey, she forgot her wallet.
او می خواست بیرون برود، اما متاسفانه، کیف پولش را فراموش کرد.
he finally got the job, but phooey, it was only temporary.
او بالاخره شغل را به دست آورد، اما متاسفانه، فقط موقت بود.
they planned a picnic, but phooey, it turned out to be too cold.
آنها یک پیک نیک برنامه ریزی کردند، اما متاسفانه، خیلی سرد بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید