photogravure

[ایالات متحده]/ˌfəʊtəʊˈɡrævjʊə/
[بریتانیا]/ˌfoʊtəˈɡrævjʊr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیندی چاپ که از تصویر عکاسی برای ایجاد یک صفحه اینتالیو استفاده می‌کند
vt. برای تکثیر با استفاده از فرآیند فوتوگراور
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

fine photogravure

فتوگراور خوب

photogravure print

چاپ فتوگراور

photogravure process

فرآیند فتوگراور

color photogravure

فتوگراور رنگی

photogravure technique

تکنیک فتوگراور

original photogravure

فتوگراور اصلی

photogravure art

هنر فتوگراور

photogravure edition

نسخه فتوگراور

photogravure book

کتاب فتوگراور

limited photogravure

فتوگراور محدود

جملات نمونه

photogravure is a popular printing technique.

فتوگراور روشی محبوب چاپ است.

the artist used photogravure to create stunning images.

هنرمند از فتوگراور برای ایجاد تصاویر خیره‌کننده استفاده کرد.

many art books feature photogravure reproductions.

بسیاری از کتاب‌های هنری شامل بازتولیدهای فتوگراور هستند.

photogravure allows for detailed and rich textures.

فتوگراور امکان ایجاد بافت‌های دقیق و غنی را فراهم می‌کند.

the photogravure process requires specialized equipment.

فرآیند فتوگراور نیاز به تجهیزات تخصصی دارد.

he learned photogravure techniques in art school.

او تکنیک‌های فتوگراور را در هنرستان یاد گرفت.

photogravure prints are known for their longevity.

چاپ‌های فتوگراور به دلیل طول عمرشان شناخته شده‌اند.

she showcased her photogravure work at the gallery.

او آثار فتوگراور خود را در گالری به نمایش گذاشت.

the museum has an exhibition dedicated to photogravure.

موزه یک نمایشگاه اختصاصی به فتوگراور دارد.

understanding photogravure can enhance your appreciation of art.

درک فتوگراور می‌تواند قدردانی شما از هنر را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید