physicalities

[ایالات متحده]/ˌfɪzɪ'kælətɪ/
[بریتانیا]/ˌfɪzɪ'kæləti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ذات اساسی بدن.

جملات نمونه

The dancer's performance was full of grace and physicality.

اجرای رقصنده پر از ظرافت و توانایی جسمانی بود.

Yoga helps improve flexibility, strength, and overall physicality.

یوگا به بهبود انعطاف پذیری، قدرت و توانایی جسمانی کلی کمک می کند.

Boxing requires a high level of physicality and endurance.

مشت بازی به سطح بالایی از توانایی جسمانی و استقامت نیاز دارد.

Professional dancers have incredible physicality and control over their movements.

رقصندگان حرفه ای دارای توانایی جسمانی و کنترل فوق العاده ای بر حرکات خود هستند.

The sport of gymnastics demands a lot of physicality and precision.

ورزش ژیمناستیک به مقدار زیادی توانایی جسمانی و دقت نیاز دارد.

Martial arts training involves developing both physicality and mental focus.

آموزش هنرهای رزمی شامل توسعه هم توانایی جسمانی و هم تمرکز ذهنی است.

Dancers must maintain their physicality through regular practice and conditioning.

رقصندگان باید توانایی جسمانی خود را از طریق تمرین و آمادگی منظم حفظ کنند.

The actor's performance was praised for its emotional depth and physicality.

اجای بازیگر به خاطر عمق احساسی و توانایی جسمانی آن مورد تحسین قرار گرفت.

Physicality is an important aspect of many sports, including football and basketball.

توانایی جسمانی جنبه مهمی از بسیاری از ورزش ها از جمله فوتبال و بسکتبال است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید