corporeality

[ایالات متحده]/kɔːˌpɔː.riˈæl.ɪ.ti/
[بریتانیا]/kɔrˌpɔr.iˈæl.ɪ.ti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت فیزیکی بودن یا داشتن بدن؛ وجود فیزیکی یا حضور بدنی

عبارات و ترکیب‌ها

bodily corporeality

جسدیت

corporeality of existence

جسدیت وجود

exploring corporeality

بررسی جسدیت

corporeality and identity

جسدیت و هویت

embracing corporeality

پذیرش جسدیت

corporeality in art

جسدیت در هنر

theory of corporeality

نظریه جسدیت

corporeality and perception

جسدیت و ادراک

understanding corporeality

درک جسدیت

challenging corporeality

چالش جسدیت

جملات نمونه

corporeality is often discussed in philosophy.

بسیاری از اوقات مفهوم جسمانیت در فلسفه مورد بحث قرار می‌گیرد.

the artist explores the theme of corporeality in her work.

هنرمند مفهوم جسمانیت را در آثار خود بررسی می‌کند.

understanding corporeality can enhance our perception of reality.

درک جسمانیت می‌تواند درک ما از واقعیت را افزایش دهد.

corporeality plays a crucial role in human identity.

جسمانیت نقش مهمی در هویت انسان ایفا می‌کند.

the study of corporeality includes both physical and metaphysical aspects.

مطالعه جسمانیت شامل جنبه‌های فیزیکی و متافیزیکی است.

in literature, corporeality often symbolizes human experience.

در ادبیات، جسمانیت اغلب نمادی از تجربه انسانی است.

many cultures have different views on corporeality.

فرهنگ‌های بسیاری دیدگاه‌های متفاوتی در مورد جسمانیت دارند.

corporeality can influence our emotional and psychological states.

جسمانیت می‌تواند بر حالات عاطفی و روانی ما تأثیر بگذارد.

philosophers debate the implications of corporeality on consciousness.

فیلسوفان در مورد پیامدهای جسمانیت بر آگاهی بحث می‌کنند.

art often reflects the tension between corporeality and spirituality.

هنر اغلب نشان‌دهنده کشمکش بین جسمانیت و معنویت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید