pic

[ایالات متحده]/pik/
[بریتانیا]/pɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرمت فایل برای ذخیره تصاویر.

عبارات و ترکیب‌ها

pic gallery

گالری عکس

profile pic

عکس پروفایل

family pic

عکس خانوادگی

selfie pic

عکس سلفی

pic editing

ویرایش عکس

pic sharing

اشتراک گذاری عکس

جملات نمونه

Let's take a pic together.

بیایید با هم عکس بگیریم.

She posted a cute pic on social media.

او یک عکس بامزه در رسانه های اجتماعی منتشر کرد.

I need to edit this pic before posting it online.

من باید این عکس را ویرایش کنم قبل از اینکه آن را به صورت آنلاین منتشر کنم.

He always takes blurry pics with his old phone.

او همیشه با تلفن قدیمی خود عکس های تار می گیرد.

I like to keep a pic of my family in my wallet.

من دوست دارم یک عکس از خانواده ام را در کیف پولم نگه دارم.

The pic you took is out of focus.

عکسی که گرفتی خارج از فوکوس است.

She captured a stunning pic of the sunset.

او یک عکس خیره کننده از غروب خورشید گرفت.

I'm going to frame this pic and hang it on the wall.

من قصد دارم این عکس را قاب کنم و روی دیوار آویزان کنم.

Can you send me the pic you took at the party?

می توانید عکس هایی که در مهمانی گرفتید را برایم بفرستید؟

I like to look back at old pics and reminisce.

من دوست دارم به عکس های قدیمی نگاه کنم و یادآوری کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید