piccolos

[ایالات متحده]/ˈpɪk.ə.ləʊz/
[بریتانیا]/ˈpɪk.ə.loʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فلوت‌های کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

small piccolos

piccolos کوچک

high piccolos

piccolos بلند

piccolos sound

صدای پیکولو

piccolos music

موسیقی پیکولو

piccolos player

نوازنده پیکولو

piccolos section

بخش پیکولو

piccolos group

گروه پیکولو

piccolos concert

اجرای پیکولو

piccolos performance

اجراهای پیکولو

piccolos technique

تکنیک پیکولو

جملات نمونه

piccolos are a type of woodwind instrument.

piccolos نوعی ساز بادی چوبی هستند.

she plays the piccolos beautifully in the orchestra.

او به زیبایی با پیکولوها در ارکستر اجرا می‌کند.

learning to play the piccolos takes practice.

یادگیری نواختن پیکولوها نیاز به تمرین دارد.

piccolos can produce high-pitched sounds.

پیکولوها می‌توانند صداهای با فرکانس بالا تولید کنند.

he prefers piccolos over other woodwind instruments.

او ترجیح می‌دهد پیکولوها را نسبت به سایر سازهای بادی چوبی انتخاب کند.

many composers write parts specifically for piccolos.

بسیاری از آهنگسازان قطعاتی را به طور خاص برای پیکولوها می‌نویسند.

piccolos are often used in military bands.

اغلب از پیکولوها در ارتش استفاده می‌شود.

the sound of piccolos can be very piercing.

صدای پیکولوها می‌تواند بسیار گزنده باشد.

she bought a new set of piccolos for her collection.

او یک مجموعه جدید از پیکولوها را برای کلکسیون خود خرید.

piccolos require a specific embouchure to play well.

پیکولوها برای نواختن خوب به یک فرم دهان خاص نیاز دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید