pickily choose
انتخاب دقیق
pickily select
انتخاب دقیق
pickily eat
انتخاب دقیق برای خوردن
pickily dress
انتخاب دقیق برای پوشیدن
pickily review
بررسی دقیق
pickily inspect
بازرسی دقیق
pickily analyze
تجزیه و تحلیل دقیق
pickily comment
نظریه گذاری دقیق
pickily negotiate
مذاکره دقیق
pickily decide
تصمیم گیری دقیق
she is very pickily about her food choices.
او در مورد انتخاب غذای خود بسیار دقیق است.
he picks his friends pickily, only choosing the best.
او دوستان خود را با دقت انتخاب میکند، فقط بهترینها را انتخاب میکند.
they are pickily selective when it comes to clothing.
آنها در مورد لباس بسیار گزینشی هستند.
my cat is pickily finicky about her litter box.
گربه من در مورد جعبه خاک آن بسیار دقیق است.
he reads reviews pickily before buying a new gadget.
او قبل از خرید یک گجت جدید، نظرات را با دقت میخواند.
she is pickily discerning when it comes to art.
او در مورد هنر بسیار با دیدی انتخاب میکند.
they choose restaurants pickily based on reviews.
آنها بر اساس نظرات، رستورانها را با دقت انتخاب میکنند.
he is pickily critical of movies he watches.
او به طور انتقادآمیز فیلمهایی که تماشا میکند را با دقت بررسی میکند.
she decorates her house pickily, ensuring everything matches.
او خانه خود را با دقت تزئین میکند و اطمینان حاصل میکند که همه چیز با هم مطابقت داشته باشد.
my brother is pickily particular about his video games.
برادر من در مورد بازیهای ویدیویی خود بسیار خاص است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید