piddock

[ایالات متحده]/ˈpɪdək/
[بریتانیا]/ˈpɪdək/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی نرم‌تن دو کفه‌ای که در سنگ حفر می‌کند؛ (به عنوان طعمه استفاده می‌شود) نوعی نرم‌تن دو کفه‌ای
Word Forms
جمعpiddocks

عبارات و ترکیب‌ها

piddock shell

صدف پیت‌داک

piddock species

گونه‌های پیت‌داک

piddock habitat

زیستگاه پیت‌داک

piddock burrow

گودال پیت‌داک

piddock feeding

تغذیه پیت‌داک

piddock behavior

رفتار پیت‌داک

piddock ecology

اکولوژی پیت‌داک

piddock growth

رشد پیت‌داک

piddock population

جمعیت پیت‌داک

piddock distribution

توزیع پیت‌داک

جملات نمونه

the piddock is a type of clam found in coastal areas.

پیدوک نوعی صدف است که در مناطق ساحلی یافت می‌شود.

piddocks burrow into the sand and mud for protection.

پیدوک‌ها برای محافظت در شن و گل لانه می‌کنند.

many fishermen are familiar with the piddock's habitat.

بسیاری از ماهیگیران با زیستگاه پیدوک آشنا هستند.

the piddock's shell is often used in jewelry making.

کفش پیدوک اغلب در ساخت زیورآلات استفاده می‌شود.

scientists study the piddock to understand marine ecosystems.

دانشمندان پیدوک را برای درک اکوسیستم‌های دریایی مطالعه می‌کنند.

piddocks play a vital role in their environment.

پیدوک‌ها نقش حیاتی در محیط زیست خود ایفا می‌کنند.

some species of piddock can live for several years.

برخی از گونه‌های پیدوک می‌توانند برای چندین سال زندگی کنند.

collecting piddocks can be a fun beach activity.

جمع‌آوری پیدوک می‌تواند یک فعالیت ساحلی سرگرم‌کننده باشد.

piddocks are often overlooked in marine studies.

پیدوک‌ها اغلب در مطالعات دریایی نادیده گرفته می‌شوند.

the piddock's unique shape helps it anchor in the substrate.

شکل منحصر به فرد پیدوک به آن کمک می‌کند تا در بسترگاه محکم شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید