piezometer

[ایالات متحده]/ˌpaɪəˈzɒmɪtə/
[بریتانیا]/ˌpaɪəˈzɑːmɪtər/

ترجمه

n. ابزاری برای اندازه‌گیری فشار مایعات
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

piezometer reading

خواندن فشار‌سنج

piezometer installation

نصب فشار‌سنج

piezometer data

اطلاعات فشار‌سنج

piezometer calibration

کالیبراسیون فشار‌سنج

piezometer monitoring

پایش فشار‌سنج

piezometer pressure

فشار فشار‌سنج

piezometer depth

عمق فشار‌سنج

piezometer network

شبکه فشار‌سنج

piezometer analysis

تجزیه و تحلیل فشار‌سنج

جملات نمونه

the piezometer measures groundwater levels accurately.

پییزومتر به طور دقیق سطح آب‌های زیرزمینی را اندازه‌گیری می‌کند.

we installed a piezometer to monitor soil pressure.

ما یک پییزومتر برای نظارت بر فشار خاک نصب کردیم.

the data from the piezometer is crucial for our research.

اطلاعات به دست آمده از پییزومتر برای تحقیقات ما بسیار مهم است.

regular readings from the piezometer help in flood prediction.

خواندن منظم داده‌های پییزومتر به پیش‌بینی سیل کمک می‌کند.

engineers use a piezometer to assess the stability of the dam.

مهندسان از پییزومتر برای ارزیابی پایداری سد استفاده می‌کنند.

the piezometer showed a significant drop in water levels.

پییزومتر کاهش قابل توجهی در سطح آب نشان داد.

understanding piezometer readings is essential for hydrology.

درک خواندن‌های پییزومتر برای هیدرولوژی ضروری است.

we calibrated the piezometer before the field study.

ما قبل از مطالعه میدانی پییزومتر را کالیبره کردیم.

the piezometer can help identify aquifer properties.

پییزومتر می‌تواند به شناسایی خواص آبخوان کمک کند.

using a piezometer can improve groundwater management strategies.

استفاده از پییزومتر می‌تواند استراتژی‌های مدیریت آب‌های زیرزمینی را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید