hydrostatic

[ایالات متحده]/ˌhaidrəu'stætik/
[بریتانیا]/ˌhaɪdrəˈstætɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به شاخه‌ای از علم که با سیالات در حالت سکون، به‌ویژه مایعات، سر و کار دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

hydrostatic pressure

فشار هیدرواستاتیک

hydrostatic equilibrium

تعادل هیدرواستاتیک

hydrostatic balance

تعادل هیدرواستاتیک

hydrostatic test

آزمایش هیدرواستاتیک

hydrostatic transmission

انتقال هیدرواستاتیک

hydrostatic bearing

یاتاقان هیدرواستاتیک

hydrostatic testing

آزمایش هیدرواستاتیک

hydrostatic stress

تنش هیدرواستاتیک

hydrostatic head

سر هیدرواستاتیک

hydrostatic press

پرس هیدرواستاتیک

جملات نمونه

The end point of the collapse and relaxation of a protogalaxy is a dark matter halo, inside of which the baryonic gas is in hydrostatic equilibrium at a temperature of typically a few million degrees.

نقطه پایانی فروریزش و آرامش یک کهکشان اولیه هاله‌ای از ماده تاریک است، در داخل آن گاز بارونی در تعادل هیدرواستاتیک در دمای معمولاً چند میلیون درجه قرار دارد.

A hail cloud model that is two dimensional elastic non-hydrostatic, uses a terrain-following coordinate system and includes double parameters for ice phase microphysics, has been developed.

یک مدل ابر بهمنی که دو بعدی، الاستیک، غیراستاندارد است، از یک سیستم مختصات پیگیری زمین استفاده می‌کند و پارامترهای دوگانه برای میکرواجزای فاز یخ را شامل می‌شود، توسعه یافته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید